
فرنچایز جنگ ستارگان از طریق انواع رسانهها به عنوان یک بادنمای فرهنگی برای لحظات خاص در روان مردم دنیا وجود دارد. از آن جایی که یکی از دیدگاههای جرج لوکاس نسبت به داستانسرایی و فیلمسازی، اهمیت استفاده از مضامین و دانش گستردهتر و تبدیل آنها به فیلمهایی است که نکتهای برای گفتن دارند؛ این فرنچایز را به بازتابی از دنیای خود ما و رویدادهای خاص سیاسی و تاریخی بدل کرده است که زمینه اجتماعی و احساسی بسیار، بسیار پیچیدهای دارد.
جنگ ستارگان به لطف ماهیت تغییرپذیر و منعطف آن، در دستان نویسندگان مختلف به پدیدهای زنده و نفسگیر تبدیل شده است. سازندگان مختلفی که با آن تعامل دارند ممکن است دیدگاههای متفاوتی درباره جهان و سیاست آن داشته باشند، اما ماهیت جنگ ستارگان و قوانین کلیدی که پایههای آن را محکم میکند، اجازه میدهد تا روندهای روایی روشنی از چنین بخشهای متفاوتی پدیدار شود و مشخص میشود که جنگ ستارگان چگونه با دنیای خارج تعامل میکند. بنابراین با درنظرگرفتن تمامیت این فرنچایز، این حقیقت بنیادی به طرز باورنکردنی آشکار میشود و پایه و اساس این مطلب را تشکیل میدهد.
حال سؤال این است که جنگ ستارگان میخواهد به ما چه بگوید؟ چه نمونههای تاریخی و سیاسی از جهانبینی آن خبر میدهد؟ این نمونهها و زمینهها در طول زمان چگونه تغییر کردهاند؟ سازندگان این فرنچایز چگونه تاریخ را درک میکنند؟ وقتی جنگ ستارگان میخواهد از جنگ، فاشیسم یا امپریالیسم صحبت کند، از چه نمونههایی استفاده میکند؟ چگونه درک خود از این مفاهیم را به مخاطبان متفاوت منتقل میکند و مایل است آن مخاطب چه درسهای مشترکی را بیاموزد؟ ماهیت در حال تغییر جنگ ستارگان در مقایسه با تحولات دنیای واقعی، به این پاسخها عمق و زمینه میبخشد.
تم اصلی جنگ ستارگان، امپراتوری کهکشانی را به عنوان رژیم متخاصمی معرفی میکند که قهرمانان داستان با آن مبارزه میکنند، اما همانطور که مفاهیم خیر و شر از زمان جنگ سرد تغییر کرده است، تصویر امپراتوری نیز دچار تغییر شده. آنچه به عنوان نقد ایالات متحده آمریکا با استفاده از تصاویر آلمان نازی توسط جرج لوکاس در سهگانه اصلی آغاز شد، در طول زمان بارها تغییر کرده است. در مقاطع مختلف از دهه 1990، امپراتوری کهکشانی به عنوان اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی، آمریکا در طول جنگ علیه ترور و آلمان تحت حکومت رایش سوم دوباره به تصویر کشیده شده است. اگر تصویر در حال تکامل امپراتوری کهکشانی، فاشیسم و رژیمهای توتالیتر در هر دو جهان جنگ ستارگان و دنیای واقعی یکی از مهمترین جنبههای داستانسرایی این فرنچایز باشد، پس تصویر دموکراسی و فروپاشی دموکراتیک شاید پایدارترین آنهاست.
برای درک اینکه چگونه چنین فاشیسمی میتواند رخ دهد، لازم است در ابتدا تاریخ کهکشانی موجود در جنگ ستارگان و سیر تغییر و تحول حکومتهای آن را بررسی کنیم.
تاریخ کهکشانی

در حافظه تاریخی، کهکشان توسط جمهوری، امپراتوری و جمهوری جدید اداره شده و از دورههایی بدون اقتدار مرکزی منسجم جان سالم به در برده است. صدراعظمهای توانا و شکستخورده، رؤسای ایالتها، امپراتورها و شوراهای حاکم بر آن حکومت کردهاند؛ اما منبع اقتدار آنها یا حکمت حکومتشان هرچه که باشد، همه با همان سؤالات اساسی دست و پنجه نرم کردهاند که تمدن کهکشانی را شکل داده است و همه چیز از الگوهای استعمار و ماهیت حکومت گرفته تا استراتژیهای جنگ را تعیین میکند.
تاریخ تمدن کهکشانی هزاران سال را در بر میگیرد. در حدود دو میلیون سال قبل از نبرد یاوین، بسیاری از شناختهشدهترین گونههای کهکشان در حال تکامل بودند. حدود 35000 سال قبل از نبرد یاوین، زمانی که نژاد بردگان راکاتا (Rakata) شورش کردند، علیه سایر نژادهای خدمتگزار جنگیدند و در نتیجه «امپراتوری ابدی» راکاتا در مرکز صحنه قرار گرفت.

بردههای فضایی راکاتا، ارتباط خود را با نیرو گسترش دادند و تکنولوژی جدیدی با استفاده جبهه تاریک ساختند و از ماشینهای جدید خود در برابر موجودات فضایی دیگر استفاده میکردند. آنها اولین موجوداتی بودند که توانایی سفر به دیگر سیارهها را داشتند و برای چندین هزار سال توانستند بیشتر کهکشان را به بردگی بگیرند اما در نهایت توسط اتفاقی مرموز ارتباط خود با نیرو را از دست دادند و تکنولوژی آنها ناکارآمد شد. بردههای آنها بر علیهشان شورش کردند و در نهایت در ۲۷ هزار سال قبل از نبرد یاوین این امپراتوری سرنگون شد. از مهم ترین آثار باقی مانده از امپراتوری ابدی میتوان به تکنولوژی هایپراسپیس ابتدایی اشاره کرد که توسط دانشمندان کورلیایی، مهندسی شد و عصر جدیدی از اکتشافات کهکشانی را از سیارههای مرکزی آغاز کرد. با توسعه تکنولوژی، گونههای مختلف از سیارههای خود بیرون آمدند و بدین ترتیب، تعدادی از تمدنها خود را نشان دادند. انسانها و دوروها بر مرکز کهکشان تسلط داشتند.
این دوره مصادف بود با آغاز محفل جدای در حدود 25000 قبل از نبرد یاوین. گروهی از افراد حساس به نیرو که قادر به مهار قدرتهای نیرو بودند. این فرقه نخست از سیاره آک تو، جایی که اولین معبد جدای ساخته شد، سرچشمه گرفت.

در 25000 سال قبل از نبرد یاوین، بنیانگذاران مرکز، گروهی متشکل از بیست و دو سیاره مرکزی کهکشان، در کروسانت گرد هم آمدند و قانون اساسی کهکشانی را امضا کردند که تمدنی را تحت یک قانون، زبان و پول رایج ایجاد کرد و «جمهوری کهکشانی» نام گرفت. جمهوری، سیارههای مرکزی عمدتاً انسانی را متحد کرد و بنیانگذاران اصلی آن، مهرههای سیاسی مانند کروسانت، کورلیا، دورو، کوات، آلدران، دژهای نظامی مانند انکسس، و همچنین اسل و رندیلی بودند که در حال ظهور بودند. مراکزی مانند تپاسی، برنتال 4 و سیارههای مهم برای هنرهای پزشکی، دیپلماتیک و فلسفی مانند چندریلا، کاماس و رینال نیز از بنیانگذاران جمهوری اولیه محسوب میشدند.
ظهور دموکراسی در کهکشان

جمهوری به عنوان اولین نمونه یک اتحاد دموکراتیک میان سیارهای، بیش از 20 هزار سال مرجع اصلی حاکمیت در کهکشان بود. این حکومت توسط سنای کهکشانی (Galactic Senate) اداره میشد، بهطوریکه سیارههای عضو جمهوری نمایندهای به سنای کهکشانی میفرستادند و سنا از بین نمایندههای خود صدراعظمی را انتخاب میکرد که به عنوان رئیس دولت به کار سنا نظارت میکرد.

در ابتدا، هر سیارهای با جمعیت کافی در مجلس سنا جایگاهی داشت. اما حتی قبل از اینکه جمهوری فراتر از مرکز گسترش یابد، بدیهی بود که این مدل از حکومت کارساز نخواهد بود؛ بنابراین سنای سیارهای جای خود را به ایده جدیدی داد. جمهوری جوان به ناحیههایی (Sector) تقسیم میشود که شامل بیش از پنجاه سیستم مسکونی نباشد — محدودهای کم، زیرا سنا میترسید که ناحیههای بزرگ امپراتوریهای مستقل را تشکیل دهند. — بر اساس این ترتیب جدید که «قاعده »50 نام گرفت، سناتورهای سیارهای باید توسط یک سناتور ناحیهای نمایندگی شوند. نمایندگان ناحیهای سنا موفق به تصویب اصلاحیه شدند؛ اما بااینحال بهای تصویب آن، قوانین اضافی بود که به بسیاری از بنیانگذاران اصلی جمهوری اجازه میداد تا کرسیهای سیارهای خود را حفظ کنند و رای بیشتری به قدرتمندترین سیارههای مرکز و مستعمرهها بدهند. برای قانونگذاران کهکشانی مطلق، این «بنیانگذار استبداد» جمهوری بود، یک طرح بدبینانه برای حفظ قدرت سیستمهای اصلی. در واقع، اعطای آرای تک سیستمی چنان اعتراضی را برانگیخت که مصالحهای حاصل شد: هرکسی که به عنوان نماینده یک سیاره به رسمیت شناخته میشد، حق داشت از مجلس سنا حق درخواست کند، حقی که هنوز گهگاه در سنای جمهوری جدید مورد استناد قرار میگرفت. با کشف مسیرهای اصلی هایپراسپیس و توسعه اکتشافات، ناحیهها رشد کردند و هزاران سیستم ستارهای را در بر گرفتند، اما حتی با نادیده گرفته شدن «قاعده 50» به طور گسترده، جمهوری در طی چند هزار سال شامل میلیونها ناحیه شد و یک بار دیگر غیر قابل کنترل بود. در پی این وضعیت، جمهوری ایده یک سنا با کرسی را پذیرفت که اعضای آن از حق کامل سخنرانی برخوردار بودند و یک سنا بدون کرسی که اعضای آن باید برای چنین حقی درخواست میکردند. این موضوع بحث را دوباره قابل مدیریت کرد، اما به طور قابل پیشبینی، سناتورهای کرسیدار را به دلالان قدرت تبدیل کرد و سناتورهای بدون کرسی، مجبور بودند اکثریت قریب به اتفاق آرای خود را برای شانس شنیده شدن در سنا در مورد موضوعات مهم خود مبادله کنند که به رشد فساد منجر شد. این در حالی بود که هنوز جمعیت گسترده جمهوری تلاشها برای نمایندگی کارآمد را تحت تأثیر قرار میداد.
جدایها به عنوان نگهبانان صلح و عدالت برای بیش از هزار نسل در جمهوری خدمت کردند. رقابت ایدئولوژیکی بین درک جنبههای روشن و تاریک نیرو، به اختلاف بین جدایها و جدایهای تاریک که بعدها سیث نام گرفتند منجر شد و چندین بار در طول تاریخ کهکشانی خود را نشان داد. سیثها با استفاده از نیروی کار بردگان، امپراتوریهایی در سراسر کهکشان ساختند. نبردهای بین جدای و سیث به صدسال تاریکی (Hundred–Year Darkness) انجامید. در یکی از جنگهای آنها، سیاره ملکور در جریان بلای بزرگ ملکور ویران شد که میدان نبرد را مملو از اجساد خشک شده جنگجویان سیث و جدای کرد.

علاوه بر سیثها، امپراتوری بردهداری زایجرها و مندلورینها نیز مخالفان محفل جدای بودند. جدایها زایجرها را شکست دادند؛ اما با غارت معبد جدای به دست مندلورینها دارک سیبر را از دست دادند. شمشیری که توسط تار ویزلا اولین مندلورینی که به عنوان جدای آموزش دیده بود، ساخته شد. جدایها در نهایت در جنگ مندلورین و جدای پیروز شدند؛ نبردی که سیاره مندلور را ویران کرده و آن را به یک زمین بایر عمدتاً غیر قابل سکونت تبدیل کرد.

پس از جنگها، کهکشان از چندین قرن رونق نسبی برخوردار بود که در سال 2000 قبل از نبرد یاوین، نبردهای جدید سیث آغاز میشود. نبردی که برای هزار سال ادامه مییابد. در هزاره بعدی نبرد بین جمهوری و سیث، سیثها رشد کرده و قدرتمند میشوند و پیروزیهای بزرگی در برابر جمهوری به دست میآورند. جمهوری تقریباً فرومیپاشد و در قرن پایانی به دوران تاریک خود میرسد، زمانی که قدرت جمهوری عملاً از مناطق فراتر از مسیرهای تجاری اصلی متوقف شد؛ دو ارتش در سیاره روسان (Ruusan) برای یک سال با هم درگیر میشوند. آخرین درگیری بین شوالیههای ارتش جدای با سیث در سیاره روسان با شکست سیثها به پایان میرسد. پیروزی جمهوری چنان کامل بود که جدایها معتقد بودند سیثها منقرض شدهاند. بااینحال، دودمان سیثها از طریق یک بازمانده، به نام دارث بین که با ایجاد «قانون دو نفر»، تداوم محفل سیث را تضمین کرد برای هزاره دیگر در سایهها ادامه یافت.

جمهوری کهکشانی

دفاع از دموکراسی، هنر نیست. برای سالیان دراز، سیاست مداران همچون نفس کشیدن، به طور طبیعی و غریزی این کار رو انجام میدادن. مطرح کردن اینکه نقطهای وجود داره که فرای اون دموکراسی فرو میریزه، به رکود اعتراف میکنه و در نهایت از بین میره؟ این نیاز به شهامت سیاسیای داره که از شدت نادر بودن فقط قابل تصوره.
— تارسوس والروم، اولین صدراعظم جمهوری نوین کهکشانی
در سال 1032 قبل از نبرد یاوین، مجموعه اقداماتی تحت عنوان «اصلاحات روسان» با هدف بازسازی جمهوری توسط صدراعظم وقت، تارسوس والروم انجام گرفت. او در جستجوی راهحلی جدید بر انحلال چشمگیر قدرت مرکزی بود. والروم نیروهای مسلح جمهوری را از بین برد و میلیونها ناحیه قلمرو جمهوری را به 1024 ناحیه سازماندهی کرد که هرکدام سناتور خود را داشتند. با این اصلاحات «جمهوری کهکشانی» از نو زاده شد. این نسخه از جمهوری، در حالی که به عنوان آخرین تکامل یک سیاست دموکراتیک با قدمت هزاره تلقی میشود، آغاز جدیدی برای جامعه کهکشانی بود؛ بنابراین، تأسیس آن به عنوان عصری جدید در تاریخ کهکشان عمل کرد. پیروزی جمهوری به قدری قطعی بود که خود را دوباره ساخت و پس از یک برکناری ویرانگر، پایتخت خود را در کروسانت مستقر کرد. تاریخ و زمان را مجدد تنظیم کرد. خاطرات اجتماعی و تقویمهای رسمی تازه شروع شدند و تاریخ قبل از تشکیل جمهوری مدرن به عنوان عصری تاریک فراموش شد و از آن به عنوان «جمهوری قدیم» یاد شد. تمام سیارهها و سیستمهای ستارهای در جمهوری کهکشانی کاملاً دارای حاکمیت بودند و در امتیازات و تعهدات جمهوری سهیم بودند. شرکتها و اصناف نیز مجاز بودند به جمهوری بپیوندند که همگی نمایندگان منتخب دموکراتیک را به نمایندگی از دولتها یا گروههای تجاری خود از سراسر کهکشان به مجلس سنای کهکشان میفرستادند. هرچند بار دیگر مجموعهای از معافیتها و استثنائات به نفع سیارههای بنیانگذاران باستانی و سیارههای مرکزی و مستعمرههای قدرتمند بود و در آخرین شکافی که در نهایت برای عملکرد جمهوری حیاتی بود، حق نمایندگی به حوزههای بهاصطلاح عملکردی که نماینده ناحیههای تحت پوشش فرهنگی و گونهای بودند، تعمیم یافت. جمهوری میتوانست دوباره امور خود را اداره کند، اما اصلاحات ناگزیر قدرت را به دست تعداد بسیار معدودی سپرد. اهرمهای قدرت همچنان برای کسانی که به اندازه کافی قدرتمند بودند که در سنا صدایی داشته باشند محفوظ بود. در نتیجه فساد و بدبینی بومی شده و آرا آشکارا مبادله شد.

جمهوری کهکشانی، به نقل از مورخان کهکشان، جمهوری افسانهای بود، فراتر از فضا یا زمان. داستانهای تأسیس آن در گذشته پنهان شده و تولد دوباره آن در هزار سال به عنوان آخرین تکامل آن در یک چرخه بیپایان تلقی میشد. جمهوری کهکشانی برای یک هزاره بر کهکشان مسلط بود و از آن به عنوان آخرین دوران صلح در کهکشان یاد میشود. در این دوران، جمهوری به کمک جدایها مناطق مرکزی کهکشان را تا دورترین نقاط کمربند بیرونی تحت یک پرچم متحد کرد. سیارههای مرکزی با سکونت در جهانهای جدید و ایجاد مستعمرههای تجاری، موجی از گسترش را تجربه کردند. سیارههایی با فرهنگ غنی، مانند نابو تاریخ خود را به سیارههای همسایه منتشر میکردند.
جمهوری کهکشانی به عنوان یک اتحادیه دموکراتیک بر کهکشان حکومت میکرد و به این ترتیب، جامعه تنوعی از انسانها و گونههای مختلف بیگانه را شامل میشد. کروسانت به طور خاص نماد جامعه جمهوری با ترکیب متنوعی از شهروندان و فرهنگ آنها بود و پایتخت جمهوری را به “قلب پر جنب و جوش” کهکشان تبدیل میکرد. به طور کلی، به عنوان یک دولت کهکشانی، تریلیونها نفر تحت حکومت جمهوری زندگی میکردند. به دلیل اینکه هر یک از این موجودات افکار و نظرات خود را در مورد مسائل جاری داشتند. به این ترتیب، اجماع کامل غیرممکن بود. با این حال صدراعظمهای موفق، مانند لینا سو، ثابت کردند که امکان ایجاد حکومت موثر و کهکشانی وجود دارد. او برای مردمش از مزیت دور هم جمع شدن برای بهتر کردن زندگی برای همه صحبت کرد. در حالی که برخی دیگر با دادن وعدههای غیرممکن، تهدید یا سوءاستفاده از قدرت، نتوانستند همان وحدت را ایجاد کنند.
عصر طلایی

می دانید که من کهکشانی از کارهای بزرگ را تصور میکنم. کهکشانی همدل و الهام بخش و مملو از صلح برای همه شهروندان. من معتقدم این امکان پذیر است، اما نه به خاطر من، یا توانایی خاص من. بلکه معتقدم که این به خاطر ما امکان پذیر است. زیرا ما برای رسیدن به آن میتوانیم با هم کار کنیم و کار خواهیم کرد. ما، هر یک از ما، یک کار بزرگ هستیم. من کهکشانی را میبینم که در آن از نقاط قوت خود برای تقویت نقاط ضعف یکدیگر استفاده میکنیم، جایی که تفاوتهای خود را درک کرده و گرامی میداریم و آنها را حفظ میکنیم. ما جمهوریای هستیم که در آن هر صدایی مهم است، چه در مرکز کهکشان باشد و چه در دورترین سیاره در لبه کمربند.
— لینا سو در افتتاحیه فانوس استارلایت
پیشرفت، تکنولوژی، اکتشاف و صلح با وجود صدراعظمهای با بصیرت و شوالیههای نجیب جدای به اوج خود رسید و دورانی به نام «جمهوری والا» را رقم زد. در آن دوران اعتقاد بر این بود که کهکشان در صلح است و در نتیجه نیاز کمتری به نیروهای نظامی وجود داشت. جمهوری که توسط جدای و ائتلاف دفاعی جمهوری محافظت میشد، به کمربند بیرونی گسترش یافت تا دوران جاهطلبی و کارهای بزرگ خود را بیش از پیش گسترش دهد، ولی این بدان معنا نیست که در این دوره درگیریهای جداگانه وجود نداشت. در هر جامعهای، شکستهای دیپلماسی و ارتباطی وجود دارد که تنها با آتش جنگ و قتلعام حل میشوند.
بااینحال تعداد چنین رویدادهایی کم بودند و بسیاری از اختلافات در مراحل اولیه با تلاش جدایها قبل از شعلهور کردن آتش جنگ حل و فصل شدند. در این دوره کد جدای تکامل یافت و شامل مقرراتی شد که شوالیههای جدای را از چنین درگیریها دور نگه میداشت. آنها نگهبانان صلح بودند نه سرباز. به این ترتیب، جدایها به ندرت در چشم مردم به عنوان جنگجو دیده میشدند.
با پایان جمهوری والا، مانند بزرگترین درختان، زوال جمهوری با پوسیدگی عمیقی که تا زمانی که خیلی دیر شده بود، آشکار نشد؛ از درون آغاز گشت. بسیاری از سناتورها و قانونگذاران کهکشانی زندگی خود را در برجهای مجلل سر به فلک کشیده کروسانت سپری میکردند. آنها به طور فزایندهای از سیاره نمایندگی خود فاصله میگرفتند و بیشتر به سود وعده داده شده توسط منافع شرکتها پاسخ میدادند تا درخواستهای رای دهندگان خود یا پرداختن به ناکارآمدیهای دولت. به این ترتیب، خدمات ضروری به سیارههای دورافتاده جمهوری شروع به شکست کردند. این شهروندان کمربند داخلی بودند که به ندای زندگی جدید در مرز کمربند بیرونی پاسخ دادند. مورخان، مردم سیارههای مرکزی آن زمان را نسلی از بیعلاقگی و سستی میدانستند که شیفته حواسپرتیهای زودگذر شهرت و مد شدند که فضای کمی برای پیامهای ایمانی یا سنتی که جدایها نمونه آن بودند؛ باقی میگذاشت. فقدان نمایندگی در افکار کهکشانی بدون شک آینده آنها را تهدید کرد، زیرا نیروهای تاریک در حال افزایش بودند و احساسات عمومی نسبت به جدای را در دهههای آینده مسموم میکردند.

در دوره صدارت فینیس والروم، کار اولیه بر روی جشنهای هزارهای که هزارمین سالگرد تأسیس جمهوری کهکشانی را رقم میزد، آغاز شد. در این زمان، وضعیت این حکومت با ایدهآلهایش فاصله داشت. سنای جمهوری درگیر بوروکراسی شد و آن را به طرز تأسف باری به عنوان یک نهاد حاکم بیاثر کرد. بسیاری از بوروکراتها و سناتورهایی که دولت را اداره میکردند، به کار برای منافع خود ادامه دادند و طمع، فساد و نزاعهای داخلی به آرامی شروع به تخریب دولت از درون کرد. چنین بلاتکلیفی یکی از ویژگیهای رایج ماههای آخر ریاست والروم بود. غولهای کسبوکار مانند فدراسیون عظیم تجار، مقادیر زیادی از سرمایهی نامحدود خود را برای انتشار اخبار خدمات ضروری خود به کهکشان اختصاص دادند. آنها سعی کردند حسننیت و نفوذ خود را در جمهوری تقویت کنند تا اعمال مشکوک غیرقانونی خود در مناطق دور از چشم کهکشان را مخفی نگه دارند.
بحران جداییطلبی

برای من روشنه که جمهوری کاراییش رو از دست داده. امیدوارم عقلانیت و شفقت رو به سنا برگردونید.
– پدمه آمیدالا
کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب (Confederacy of Independent Systems) بین سالهای 22 تا 24 قبل از نبرد یاوین در نتیجه نارضایتی گسترده از جمهوری کهکشانی و مالیات بیش از حد شکل گرفت. جنبش جداییطلبی توسط کنت دوکو — جدای سابق که شاگرد سیث، دارث سیدیوس بود. — رهبری میشد. در طول بحران جداییطلبی، چندین هزار سیستم و شرکت ستارهای قصد خود را برای ترک جمهوری اعلام کردند. سناتور شیو پالپاتین از نابو، از وضعیت رو به افول سنا ابراز تأسف کرد و اشاره کرد که جمهوری دیگر آنچه که قبلا بود؛ نیست. تعریف حوزههای عملکردی به قدرتمندترین اصناف و شرکتهای کهکشان که در رأس آنها فدراسیون تجار قرار داشت، گسترش یافت. فدراسيون تجار بلوكهاي وسيعي از کهکشان را از بخشهاي فقير خريد و كنترل انتصابهاي كليدي را در بوروکراسی به دست آورد و در زمان بحران جداییطلب، بزرگترين قدرت سنا بود که آن را در برابر كنفدراسيون سیستمهای جداییطلب فلج كرد.

سیزده سال قبل از پایان جمهوری به عنوان یک دموکراسی، دارث سیدیوس تهاجم به نابو توسط فدراسیون تجار را سازماندهی کرد تا یک بحران رهبری در سنا ایجاد کند. یک اختلاف بین جمهوری کهکشانی و فدراسیون تجار بر سر مالیات راههای تجاری به سیستمهای دورافتاده، فدراسیون را به محاصره سیاره نابو هدایت کرد. برای حل این بحران، ملکه وقت نابو، پدمه آمیدالا در سنا حاضر میشود. والروم به او از ناراحتی سنا در مورد وضعیت اطمینان میدهد، اما شیو پالپاتین به او هشدار میدهد که نه سنا و نه صدراعظم احتمالاً مداخله نمیکنند مگر اینکه تغییری در رهبری ایجاد شود. به عنوان نماینده کهکشانی نابو، پالپاتین مشاور و معتمد آمیدالا بود. او از این بحران و اشغال سرزمین خود استفاده کرد تا ملکه نابو را متقاعد کند که مجلس سنا فاسد است و صدراعظم چهرهای برای بوروکراتهاست. هنگامی که نمایندگان فدراسیون تجار، والروم را مجبور کردند که به رویههای بوروکراتیک پایبند باشد، آمیدالا به دنبال توصیه پالپاتین، علیرغم عدم تمایل اولیه او، علیه صدراعظم جمهوری به دلیل بیکفایتی در اقدام قاطع برای نجات نابو رای عدم اعتماد میدهد. رای او به تصویب میرسد و در انتخابات بعدی، پالپاتین — در خفا، لرد سیث دارث سیدیوس که سودای برقراری مجدد حکومت سیثها بر کهکشان و رسیدن به آرزوی دیرینه آنها در دستیابی به قدرت ابدی داشت. — موقعیت صدراعظم جمهوری کهکشانی را از طریق آرا سنا برای خود تضمین میکند. فدراسیون در نهایت توسط ائتلافی از انسانهای نابو، گانگنها و جدایها از نابو خارج میشود.

برای یک دهه — دو دوره و نیم — صدراعظم پالپاتین، مبارزی برای آینده در قلب و ذهن شهروندان بود. به عنوان یک سیاستمدار زیرک، او توانست ظاهر یک سناتور خوب را حفظ کند که با یک نهاد فاسد مبارزه میکند، علیرغم اینکه قدرت زیادی در آن نهاد به دست آورده بود. به قدرت رسیدن او در دورههای پیدرپی همیشه با اکراهی که به دقت طراحی شده بود، همراه میشد — بالاخره صعود او از سر همدردی با سیاره بیدفاعش که توسط فدراسیون تجار به انقیاد درآمده بود، حاصل شد. او از اصلاح قانون اساسی به منظور تمدید دوره ریاست خود ابراز تأسف و ترس کرد، اما احساس کرد که برای مصلحت جمهوری در مواجهه با بحران جداییطلبان لازم است. پالپاتین نقش یک عملگرای محاصره شده را بازی میکرد. او اعمالی با نیت خوب را در مواجهه با بحرانهای فوقالعاده از خود نشان میداد و انتخابهای سختی انجام میداد، زیرا این وظیفه و سرنوشت او بود. عموم مردم پالپاتین را به خاطر آن دوست داشتند. مبلغان جداییطلب مزایای تعیین سرنوشت، آزادی و استقلال را تشریح کردند. از سوی دیگر، جمهوری، قدرت را از طریق وحدت میستود. هنگامی که نقاط شعلهور خشونت، گفتمان سیاسی جاری را مخدوش کرد، جمهوری از روایت قانون و نظم استفاده کرده و به سرعت جداییطلبان را آنارشیست معرفی کرد. جداییطلبان با یادآوری به کهکشان اعلام کردند که دولت مستقر در کروسانت حتی از کنترل سیاره خود نیز ناتوان است.
ندای جنگ

من اجازه نخواهم داد این جمهوری که هزار سال پابرجاست دو تکه بشه.
— صدراعظم پالپاتین
در طی این دهه، سیدیوس مخفیانه وقایع کهکشانی را دستکاری کرد. افزایش بدهی و کاهش درآمد مالیاتی باعث شد که اقتصاد جمهوری دچار تزلزل شود. تنشهای فزاینده بین سیارههای مرکزی و کمربند بیرونی به تدریج افزایش یافت تا جایی که بسیاری معتقد بودند جنگ قریب الوقوع است. استاد جدای سایفو دیاس با پیشبینی درگیری آتی و بر خلاف میل محفل جدای که خود را در جایگاه نیروی نظامی جمهوری نمیدیدند، کامینوییها را مأمور ساخت ارتشی مخفیانه از سربازان کلون کرد. از طرف دیگر کنت دوکو مأمور تشدید تنشهای سیاسی در جمهوری و مهندسی بحران جداییطلبی بود. سخنان تحریک آمیز کنت دوکو در میان روشنفکران جوان دانشگاههای داخلی و میانی مخاطب پیدا کرد. جداییطلب کاریزماتیک و جدای سابق از تجربه خود در فعالیت در جمهوری کهکشانی استفاده کرد تا دولت را به خاطر ریاکاری، فساد و ناکارآمدی آن بدنام کند. دوکو اعتماد به نفس و اقتدار داشت، اما پیامی از شورش را بیان کرد که روانهای جوان را متحول کرده و آنها را به عمل ترغیب کرد. با داغ شدن بحران جداییطلبی، ظهور دوکو نادرتر شد. چندین سیاره در نمایش استقلال مسلحانه، نیروهای خود را که مدتها خاموش یا کاملاً تشریفاتی بودند، فعال کردند. در تالارهای حکومت، چیز غیر قابل تصوری مورد بحث قرار گرفت: جنگ علنی.

جمهوری ارتش دائمی نداشت، بنابراین نمایندگان سنا لایحه ایجاد ارتش نظامی را پیشنهاد کردند. قانونی که به جمهوری کهکشانی اجازه میداد ارتشی برای مبارزه با کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب تشکیل دهد. این قانون که به عنوان یک اکتشاف پیشگیرانه و تدارکاتی توصیف میشود، خواستار اتحاد سیارههای عضو جمهوری برای تعریف یک نیروی نظامی کهکشانی شد. برخی در مجلس سنا آن را به عنوان صدای شمشیر برای تسلیم کردن جداییطلبان میدانستند. دیگران آن را پیش درآمدی اجتنابناپذیر برای جنگ اعلام کردند. حتی سیارههای وفادار به جمهوری با مطرح شدن این قانون جدا شدند. این قانون با مخالفت سناتور پدمه آمیدالا و سایر سناتورهایی که کمیته وفادار را تشکیل داده بودند، مواجه شد. در حالی که نمایندگان سیارههای دیگر مانند کاریدا و ایریادو با اشتیاق از آن حمایت کردند. با وجود اینکه خود قانون زائد بود. جنگ قبل از آنکه به آن رأی داده شود آغاز شد و گردبادهای عجیب و غریب سرنوشت، ارتشی برای جمهوری به ارمغان آورد که آماده استفاده بود. هدیهای از مأموریت مخفی استاد جدای سایفو دیاس که یک دهه قبل آغاز شد.

با شکست مذاکرات صدراعظم و افزایش تهدید جداییطلبان برای سنا، نایب رئیس مس امدا پیشنهاد داد که آنها بحران را با اعطای اختیارات فوقالعاده به صدراعظم پالپاتین حل کنند، این لایحه با حمایت نماینده نابو، جار جار بینکس تصویب میشود و به پالپاتین اجازه میدهد تا ارتش کلون را رسما به عنوان ارتش بزرگ جمهوری به رسمیت بشناسد. پالپاتین که خود را طرفدار دموکراسی و جمهوری میداند، به سناتورها اطمینان داد که قصد دارد پس از پایان بحران، اختیاراتی را که به او داده بودند بازگرداند. عواقب این حرکت فوری بود. سیستمهای ستارهای جدید استقلال خود را اعلام کردند و تمایلی به پرداخت مالیات بیشتر برای تأمین مالی این ارتش نداشتند. برخی دیگر اعلام کردند که نیروهای مسلح خود را به نفع ارتش بزرگ جمهوری رها نخواهند کرد. حتی سیستم کورلیا، یکی از سیستمهای پایهگذار جمهوری کهکشانی، مرزهای خود را بسته بود، اما بدون اعلام استقلال.
جنگهای کلون: شطرنج کهکشانی با یک بازیکن

پرده پنهانگر تاریکی کنار رفته. شروع شده جنگهای کلون.
— یودا
کشف ارتش کلون در کامینو و ارتش دروید جداییطلبان در جئونوسیس، زمینه را برای اولین نبرد جئونوسیس فراهم کرد که به کاتالیزور جنگهای کلون تبدیل شد. به نظر میرسید که در یک چشم به هم زدن کهکشان درگیر یک جنگ کهکشانی تمامعیار شده بود. اتحاد جداییطلبان در کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب، ائتلافی از سیارههایی که برای جنگ متحد شدهاند، منابع خود را برای خرید مقادیر عظیمی از درویدهای جنگی جمع کرد و یک ارتش آماده برای استقرار ایجاد کرد. جمهوری نیز نیروهای کلون تازه فعال شده خود را بسیج کرد.
یکی دیگر از اقدامات سنای جمهوری در مقابل بحران جداییطلبی، قانون ادغام نظامی جدای بود که در سنای کهکشانی در طول جنگهای کلون تصویب شد. این قانون به طور رسمی محفل جدای را در ارتش بزرگ جمهوری قرار داد. به شوالیهها و استادان جدای درجه ژنرال جدای و به پادوانهای جدای درجه فرماندهی جدای داده شد. تصویب این قانون به تشدید درگیری در هر دو طرف انجامید. افزایش نظامیسازی جمهوری کهکشانی با افزایش فعالیتهای کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب پاسخ داده شد و باعث درگیریهای بیشتری در سراسر کهکشان شد. جنگ بار دیگر در کهکشان به واقعیت بدل گشت.

کنترل مسیرهای هایپراسپیس به جداییطلبان اجازه داد تا جمهوری را با آغاز مرحله بعدی درگیری محاصره کنند. برای عبور بهتر از محاصره، جمهوری با حاکمان هات کارتل در سرزمینهای کمربند بیرونی متحد شدند. چند دهه قبل، شعبه قضایی جمهوری یک کمپین بزرگ آگاهی عمومی را بر اساس تهدید ناشی از فعالیتهای جنایتکارانه هاتها راهاندازی کرده بود. هنگامی که جنگهای کلون هاتها را به متحدان تبدیل کرد، چنین نگرانیهایی به راحتی از بین رفت و هاتها، مطابق با ماهیتشان، از چنین موقعیتی سود فراوانی بردند. بزرگترین حامیان درگیری، شرکتهایی بودند که تأمین مالی نبرد را در هر دو طرف بر عهده داشتند. فدراسیون تجار، اتحاد شرکتی، انجمن تجارت، اتحادیه تکنو و قبیله بانکداری بینکهکشانی درباره وفاداری به جمهوری (حداقل بیطرفی قاطع) شعار میدادند، در حالی که با جداییطلبان برای زمینها و داراییهای تسخیر شده معامله میکردند. این شرکتها به هر دو طرف جنگ اسلحه و مواد میفروختند. هنگامی که چنین تبانی خائنانهای در معرض دید شهروندان جمهوری و جداییطلب قرار گرفت، مردم تلاشهای خود را برای وارد کردن ضربه به این غولهای ثروتمند صنعت و تجارت افزایش دادند.

برای جمهوری، تلاش جنگ مستلزم یک کمپین حمایت عمومی پیچیده و گسترده برای تحریک میهنپرستی در جبهه داخلی بود. از شهروندان جمهوری خواسته شده بود که در این دوران بحرانی، اوراققرضه جنگی، منابع جیرهبندی و کاهش آزادیها را تحمل کنند. صدراعظم پالپاتین به طور معمول به عنوان یک شخصیت پدرانه به تصویر کشیده میشد که برای دفاع از جمهوری به کمک خانواده بزرگ خود نیاز داشت. چنین تصویری دریافت اختیارات فوقالعاده بیشتر را آسانتر کرد و پالپاتین قدرت اجرایی خود را افزایش داد.

در طول درگیری، سیارههای مستقل سابق در تلاش برای تقویت منابع و قدرت نظامی، توسط هر دو طرف به چالش کشیده شدند. در میان آنها مندلورینهای جدید بودند. رهبر آنها، دوشس ستین کرایز، یک صلحطلب سرسخت بود که از طریق جایگاه خود به عنوان رئیس شورای سیستمهای بیطرف، — بیش از 1500 سیستم ستارهای که نمیخواستند در جنگ شرکت کنند. — به دنبال حفظ سیاره خود و متحدانش از درگیری بود. جمهوری و مندلور از طریق معاهدههایی که بیش از یک قرن قدمت داشتند تا زمان جنگهای کلون همزیستی کردند. مندلور، زیر سایه حکمرانی او، خانه بسیاری از هنرمندان بود که هر دو طرف درگیری را مورد انتقاد قرار میدادند و در عین حال سیارهها را تشویق میکردند تا به دنبال استقلال واقعی باشند. بااینحال، زمانی که مندلور تسلیم درگیری داخلی خود شد، این تلاشها با شکست مواجه شد و ستین کرایز توسط نیروهای پنهان دث واچ، یک گروه خشونتطلب سنتگرای مندلور، به قتل رسید.

در فضای جمهوری، کنت دوکو به عنوان دشمن شماره یک عمومی شناخته شد. بزرگترین تهدید بعدی برای امنیت جمهوری، ژنرال گریوس، فرمانده سایبورگ ارتش دروید بود. جمهوری گریوس را به عنوان یک هیولا مکانیکی ترسیم کرد. — توصیفی که با ترسهای عمیق در مورد درویدها عجین بود. — یکی از نتایج جانبی جنگهای کلون، تشدید احساسات ضد درویدها در مردم کهکشان بود. در مقابل، نیروهای کلون به عنوان قهرمانان تجلیل میشدند. بسیاری از بولتنهای جمهوری، شجاعت «پسران سفیدپوش» را میستودند. کامینوییهایی که مسئول ایجاد کلونها بودند سریعاً به عضویت جمهوری درآمدند و در نتیجه صنعتشان نمایندگی کامل در سنا به آنها داده شد. نیاز به تکمیل منابع کلون باعث سازماندهی مجدد عمده در امور مالی در جمهوری شد که در نهایت صدراعظم پالپاتین، قبیله بانکداری بینکهکشانی را ملی کرد.

شوالیههای جدای در قهرمانسازی جمهوری غایب بودند. شهروندانی که شاهد عملیات جدایها بودند به طور قابل درک از تواناییهای آنها در حیرت بودند، اما این سربازان کلون بودند که به عنوان چهره عمومی جنگ شناخته میشدند. جدایها برای همیشه در ذهن شهروندان جمهوری غیر قابل درک باقی ماندند. برای جداییطلبان، آنها منافق محسوب میشدند (به لطف انتقادات مستقیم توسط کنت دوکو) چرا که بیرحمانه یک ارتش شبیه به «بردگان» را رهبری میکردند.

جنگهای کلون بخش زیادی از کهکشان را برای سه سال آینده در بر گرفت. نیروهای نظامی جداییطلب و جمهوری به رهبری جدایها در سیارهها و جبهههای متعددی از جمله کریستوفسیس، رایلاث، آمبارا، اندران، اوتاپا، کامینو و کاشیک جنگیدند. از زمان شروع جنگهای کلون جمهوری تلاش کرد تا امنیت و ثبات خود را از طریق ایجاد سازمانهای جدیدی مانند «کمیسیون حفاظت از جمهوری» (COMPOR) تقویت کند که از تبلیغاتی مانند افزایش روحیه عمومی، ترویج میهنپرستی، و تقویت احساسات ضد جداییطلبی در بین عموم مردم استفاده میکرد. بااینحال، همانطور که جمهوری به طور فزایندهای متمرکز شد، قدرت صدراعظم پالپاتین از طریق داراییهای اضافی که به دفتر صدراعظم واگذار شد، از جمله سیستم بانکداری کهکشانی که تحت نظارت مستقیم او قرار گرفته بود، به رشد خود ادامه داد. این امر به سیدیوس بودجه لازم برای ساختن امپراتوری را فراهم میکرد.

سیدیوس در طول جنگ به عنوان یک رهبر محبوب باقی ماند و توانست به خواست سنا برای مدت طولانیتر از مدتی که دوره او مجاز بود در سمت خود باقی بماند. همانطور که او قدرت خود را تحکیم و متمرکز کرد، نفوذ او به سطح بیسابقهای گسترش یافت و علاوه بر اختیارات خود به عنوان فرمانده کل ارتش جمهوری، کنترل بیشتری بر سنا، دادگاهها، و حتی رسانهها با تبدیل کردن هولونت نیوز به یک برنامه دولتی بهمنظور اطمینان از این اطلاعات اعمال کرد. در حالی که جمهوری از یک حکومت دموکراتیک به طور فزاینده به یک رژیم نظامی و خودکامه بر اساس امنیت و ثبات تغییر یافت؛ سلطه سیدیوس بر جمهوری با اصلاحات اضافی در قانون اساسی کهکشانی بیشتر شد. با ادامه جنگ و ویرانیهای ناشی از آن، حمایت عمومی از جدایها ضعیف شده بود. شهروندان جمهوری به این باور رسیدند که جدایها نقش خود را به عنوان حافظان صلح رها کردهاند و در نتیجه اعتراضات گستردهای را در خارج از معبد جدای برگزار کردند. جدای ها علیرغم کاهش نفوذشان در کهکشان، به رهبری نیروهای جمهوری ادامه دادند اما در این روند تلفات زیادی متحمل شدند. نقش آنها در درگیری نه تنها با مخالفت غیرنظامیان بلکه افسران جمهوری نیز روبهرو شد. ویلهاف تارکین که میخواست قدرت نظامی جدایها را لغو کند، عقیده داشت که کد جدای مانعی بر سر راه تلاشهای ارتش جمهوری در جنگ است.
طرح صلح

صلح؟ زمانی بود که به اون اعتقاد داشتم؛ بنابراین، من و همکارم مینا بانتری، پیمانی رو با جداییطلبها و سناتورهای جمهوری برای پایاندادن به جنگ امضا کردیم. صدراعظم شما اون رو رد کرد. اون زمان متوجه شدم که صلح هرگز یک گزینه روی میز نبود.
— تونی ایمز
این طرح صلح پیشنهادی بود که توسط سنای جداییطلب به امید دستیابی به یک پایان دیپلماتیک برای جنگهای کلون ایجاد شد. هنگامی که سناتور جمهوری از اتحادیه تکنو لایحه اصلاحات مالی جمهوری را برای مذاکره در مورد بودجه بیشتر از قبیله بانکداری بینکهکشانی به منظور اجازه تولید سربازان کلون بیشتر ارائه کرد، سناتور پدمه آمیدالا درخواست گفتگو با کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب برای برقراری صلح را مطرح کرد. هنگامی که پیشنهاد او با حمایت چندین سناتور مواجه شد، آمیدالا مخفیانه به رکسوس سکاندوس، پایتخت جداییطلبان سفر کرد تا با دوست و سناتور جداییطلب خود، مینا بانتری ملاقات کند. در همین حال، سناتورهای فدراسیون تجار و قبیله بانکداری شروع به تدوین راهی برای توقف مذاکرات صلح کردند تا شرکتهایشان به سود بردن از جنگ ادامه دهند.

پیشنهاد بانتری در نهایت در سنای جداییطلب مورد حمایت قرار گرفت. کنت دوکو که در سنا خود را حامی این معاهده میدانست، در خفا، برنامهریزی کرد تا مذاکرات صلح را خراب کند و ژنرال گریوس را موظف کرد تا به شبکه توزیع برق مرکزی کروسانت حمله کند. در حالی که طرح در حال رای گیری بود، درویدهای تخریب به شبکه برق نفوذ کردند. با موفقیتآمیز بودن حمله، مجلس سنای جمهوری با اکثریت قاطع به پایان دادن به این طرح موافقت کرد و حاضر به صلح با جداییطلبانی که به نظر میرسید در جریان مذاکرات صلح به آنها خنجر میزدند، نبود. در همین حال، به جداییطلبان گفته شد که پالپاتین درخواست صلح آنها را رد کرده است. پس از آن که جمهوری بمباران را با حملهای فرضی به مردم کنفدراسیون تلافی کرد، دوکو به طور رسمی این معاهده را پس گرفت.
شدت گرفتن جنگ به عنوان وسیلهای برای شیو پالپاتین به منظور جمعآوری اختیارات فوقالعاده بیشتر عمل کرد و موقعیت خود را به عنوان صدراعظم بسیار طولانیتر از آنچه از نظر قانونی مجاز بود تثبیت کرد. همه اینها در حالی رخ داد که به تمرکز قدرت سیاسی و نظامی در دفتر صدراعظم منجر شد که شامل قرار دادن قبیله بانکداری بین کهکشانی تحت نظارت صدراعظم بود. پالپاتین با به دست آوردن قدرت در زمان جنگ، عملاً یک دیکتاتور بود. او سعی داشت تا کنترل مستقیم شورای جدای را به دست بگیرد. از طرفی فرمان حاکمیت ناحیهها، که در اواخر جنگ به تصویب رسید، به فرمانداران تحت نظر او برای مدیریت سیستمهای ستارهای همسایه، همه به نام تلاش برای پیروزی در جنگ اختیار کامل میداد که راه را برای عروج نهایی او به عنوان امپراتور کهکشان هموار کرد.
پس از سه سال طولانی درگیری که شامل حملات نظامی بود؛ جنگ به قلب سیارههای مرکزی رسید. افکار عمومی در مورد جنگ متأثر شد. تعداد بیشتر و بیشتری از شهروندان این درگیری را بینتیجه دیدند و خواستار مذاکره شدند. با نزدیک شدن به پایان جنگ در سال 19 قبل از نبرد یاوین و ایجاد شرایط بحرانی برای کهکشان، محفل جدای نسبت به صدراعظم پس از دریافت اختیارات فوقالعاده و تلاش او برای کنترل مستقیم شورای جدای بدبین شده بودند. آنها مشکوک بودند که توطئهای برای از بین بردن جدای قریب الوقوع است. شورای حکام بحث برکناری اجباری پالپاتین از سمت خود و نظارت موقت بر سنا را به منظور حفظ ثبات سیاسی در دوره انتقال آغاز کرد. چندین سناتور متوجه شدند که تلاش پالپاتین برای چنگ زدن به صندلی قدرت به تدریج منجر به خلق رژیمی فاشیستی خواهد شد. طی یک دیدار در دفتر بیل اورگانا، سناتور مان ماثما اعلام کرد که فرمانداران محلی تمام قدرت واقعی سنا را در جای، جای کهکشان از بین بردهاند. سناتورهای دیگر موافقت کردند که باید مقابل صدراعظم ایستاد و شروع به جمع کردن سیاستمداران همفکر کردند. ۲۰۰۰ سناتور که به هیئت ۲۰۰۰ معروف شدند دادخواستی به همین نام را امضا کردند و از صدراعظم پالپاتین خواستند تا اختیارات فوقالعاده خود را به سنای جمهوری بازگرداند. صدراعظم مخالفت کرد و اصرار داشت که سنا به او اعتماد کرده تا کاری که درست است برای اتمام جنگ انجام دهد.

با این حال، جدایها از هویت واقعی پالپاتین به عنوان دارث سیدیوس مطلع شدند. تلاش برای دستگیری او که باعث مرگ چندین جدای و سقوط آناکین اسکای واکر به تاریکی و تبدیل شدن او به شاگرد جدید سیدیوس شد، پیروزی او را تضمین کرد. چرا که سیدیوس اکنون بهانهای داشت تا جمهوری را علیه جدایها قرار دهد. کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب با کشته شدن دوکو و شکست سنگین در نبرد کروسانت، و در پی آن مرگ ژنرال گریوس و ترور اعضای شورای جداییطلب فروپاشید و جنگ به پایان رسید.
برای جامعهای امن و امان

پس اینطوری آزادی میمیره… با صدای تشویق هزاران نفر.
— پدمه آمیدالا
سیدیوس که به وضوح آسیب دیده و زخمی شده بود، اکنون قادر به نشان دادن تهدیدات علیه جمهوری از درون و بیرون بود، در اوج نارضایتیها او با تشکیل جلسه اضطراری در سنا برای اعلام پایان جنگ، کهکشان را شوکه کرد. او در یک سخنرانی اصلاحاتی را که از ابتدا در برنامهاش بود، اعلام کرد. به منظور حفظ امنیت و صلح پایدار، جمهوری به اولین امپراتوری کهکشانی سازماندهی مجدد خواهد شد و خود را به عنوان امپراتور کهکشانی معرفی کرد. اگرچه این سخنرانی در حمایت از گذار جمهوری کهکشانی به امپراتوری کهکشانی امضاهایی به اتفاق آرا دریافت کرد، خود سخنرانی با استقبالهای متفاوتی روبهرو شد. چند تن از سناتورها از آن حمایت کردند؛ زیرا این به معنای فرصتی در زمان صلح پس از سه سال جنگهای کلون و کشتار ناشی از آن بود. تعدادی از این سناتورها نیز احساس کردند که این امر پایه قدرت آنها را مستحکم خواهد کرد. برخی دیگر، بهویژه سناتورهایی که دادخواست 2000 را امضا کردند، شخصاً با این سخنرانی مخالفت کردند؛ اما احساس کردند که باید برای حفظ امنیت خود از آن حمایت کنند، زیرا افراد مسلحی در سنا بودند که در صورت صحبتکردن، تیراندازی میکردند. مان ماثما، سناتور چندریلا نیز بعدها اعلام کرد که هرگز یک کلمه از سخنرانی پالپاتین، بهویژه سخنان او در مورد تلاش جدای برای خیانت به جمهوری را باور نکرد و همچنین از سناتورهای همکار که دروغهای پالپاتین را تشویق میکردند ابراز انزجار کرد.

با وجود برخی از اعتراضات خاموش در سنا، پالپاتین به راحتی به کهکشان یادآوری کرد که دوکو، بزرگترین تهدید جمهوری در هزار سال، یک جدای سابق بود. دارث سیدیوس بلافاصله با خائن خواندن جدایها و اعلام تلاش آنها برای کودتا و به قتل رساندن او دستور پاکسازی جدای به نام فرمان 66 را به ارتش کلون صادر کرد. با برنامهریزی این فرمان در کلونها از بدو تولدشان در کامینو، نیروهای کلونها فوراً به فرماندهان جدای خود حمله کردند و اکثریت قریب به اتفاق جدایها را در یک لحظه نابود کردند. در همین حال، آناکین اسکای واکر — که به عنوان شاگرد جدید سیدیوس، دارث ویدر نامگذاری شد. — به معبد جدای حمله کرد و آنچه را که از محفل باقی مانده بود، از بین برد.

متن کامل سخنرانی سرانجام در نسخه افتتاحیه ویژه هولونت نیوز جمهوری که در نهایت آخرین پخش آن بود، چاپ شد. پالپاتین، بعدها اعتراف کرد که اعلام نظم نوین و به همین ترتیب گذار از جمهوری به امپراتوری، تغییر قدرت بیسابقهای در تاریخ کهکشانی بود، اما همچنین اشاره کرد که مردم مستأصل بودهاند و جمهوری نتوانست به مسیر فعلی خود ادامه دهد و ادعا کرد که هنگام تصمیمگیری برای مجلس سنا از طرف مردم عمل کرده بود.
متن کامل سخنرانی پالپاتین:
شهروندان این کهکشان متمدن، امروز ما تغییر بزرگی را ثبت میکنیم. در هزاره گذشته، جمهوری همواره به عنوان دستاورد برتر موجودات مدنی ایستادگی کرده است. لیکن کسانی بودند که ما را بر علیه یکدیگر شوراندند و ما سلاح به دست گرفته و از جانهایمان در برابر جداییطلبان صیانت کردیم. در این بحبوحه، هرگز به ذهنمان خطور نکرد که بزرگترین تهدید در میان خودمان آشکار شود.
محفل جدای، و چندین عضو از مجلس سنای خودمان، در طی یک توطئه چینی، به وسیله یکی از میان خودشان در نقش رهبر دشمن، سایهای از جداییطلبان شکل دادند. امید داشتند که جمهوری را تا نابود شدن بفرسایند. اما نفرت درون قلبهایشان تا ابد مخفی نمیماند. در انتها، روزی فرا رسید که دشمنان ما، ذات واقعی شان را نمایان کردند.
محفل جدای قصد داشت که قدرت نابودگرش علیه جمهوری را از طریق به قتل رساندن شخص اول حکومت و تصاحب کنترل ارتش کلونها آزاد کند. اما مسیر اهداف این مستبد-به-نیتها، با ایستادگی شجاعانه کسانی بدون قدرتهای ماورایی خطرناک متقاطع شد. سربازان کلون وفادارمان، طغیان درون معبد جدای را در نطفه خفه کرده و جلوی شورش در هزاران سیاره را گرفتند.
جدایهای باقی مانده تعقیب شده و شکست خواهند خورد! هر همدستی، به همین سرنوشت دچار خواهد شد. زمانه دشوار و پیچیدهای است، اما از آزمون سربلند بیرون آمدهایم. سوء قصد به جانم، مرا زخمی و بد شکل کرده، اما به شما اطمینان میدهم، ارادهام هرگز به این اندازه مستحکم نبوده است. جنگ تمام شده! جداییطلبان شکست خورند و شورش جدایها سرکوب شد. ما در لبه آغازی جدید ایستادهایم. به منظور تضمین امنیت و ادامهدار کردن پایداری، کنار رفتن جمهوری به اولین امپراتوری کهکشانی جان میدهد، برای جامعهای امن و امان، که به شما تضمین میدهم، دهها هزار سال عمر خواهد کرد. امپراتوریای که توسط شخص همایونی و پادشاهی دائمی حکمرانی خواهد شد. امپراتوریای فرمانبردار از اکثریت، فرمانبردار از قانون اساسی جدید!
با گستراندن چتر یک قانون، یک زبان و هدایت روشنگر یک فرد بر سر تمامی کهکشان، عفونتی که جمهوری را در سالهای نهاییاش فاسد کرد هرگز دوباره ریشه نمیدواند. حاکمان مناطق، دیوانگراییای که اجازه رشد بینظارت حرکات جداییطلبانه را منسوخ میکنند. ارتشی قدرتمند و گسترده اجرای قانون را تضمین می کند.
در نظم نوین امپراتوری، از باارزشترین عقایدمان محافظت خواهد شد. از آرمانهایمان به زور توپخانهها دفاع خواهیم کرد. هیچ فرصتی به دشمنان نخواهیم داد و کنار یکدیگر علیه تهدیدات داخلی و خارجی ایستادگی خواهیم کرد. بگذارید دشمنان امپراتوری آویزه گوششان کنند: آنهایی که اراده امپراتوری را به چالش بکشند، نابود خواهند شد.
وظیفهای را پذیرفتیم که دشوار خواهد بود، ولی مردمان امپراتوری آماده این چالش خواهند بود. در ازای تلاشهایمان، کهکشان با دادن جنگ، صلح و با دادن آشوب، ثبات ستد کرده است. میلیاردها فرد، چشم به آیندهای امن دارند. زمانی که سیارههای بیشتری نیاز را احساس کنند، امپراتوری گسترش خواهد یافت، از این کمربند تا گوشههای ناشناخته فضا.
شهروندان امپراتوری باید نقششان را ایفا کنند. به ناوگان فضایی عظیم ما بپیوندید. با گزارش شک به طغیانها، چشم و گوش امپراطوری باشید. به گوشه گوشه کهکشان سفر کنید و اصول نظم نوین را به بیتمدنها برسانید. بقایا و عجایب فناورانهای خلق کنید که یادگار شکوه ما برای نسلهای آینده باشد.
سربازان کلون که اکنون مفتخرانه نام استورم تروپرهای امپراتوری را یدک میکشند، وظیفه خطرناک جنگیدن با دشمنان ما در خط مقدم را بر عهده دارند. بسیاری جان خود را در راه وفاداریشان به امپراتوری از دست دادهاند. شهروندان امپراتوری بهترین تلاش خود را برای الگوسازی از آنها به میدان میآورند.
نظم نوین صلح، بر رمز و رموز تاریک جادوگران شرمآور غالب شده است. جهت مسیر ما چون کریستال شفاف است. من امپراتوری را به سمت شکوهی فرای تصور رهبری خواهم کرد.
ما آزموده شدیم، اما قوی تر برخیزیدیم. ما به عنوان یک بدن واحد به جلو حرکت میکنیم: شهروندان اولین امپراتوری کهکشانی، ما مستولی خواهیم شد. ده هزار سال صلح از امروز آغاز میشود.
سالگرد این روز را با نام روز امپراتوری به یاد خواهیم سپرد. برای خاطر فرزندانمان. برای خاطر فرزندانِ فرزندانمان! برای ده هزار سال پیش رو! امنیت! آسایش! عدالت و صلح! با من تکرار کنید! امنیت، آسایش، عدالت، و صلح! امنیت، آسایش، عدالت، و صلح!
امپراتوری کهکشانی

Imperius Unitada ober Totallex
— شعار امپراتوری به زبان اریسی
پس از جنگهای کلون که میلیاردها نفر را کشته بود، دولت جدید مورد استقبال مردم در سراسر کهکشانی خسته از جنگ و خونریزی قرار گرفت و حاضر شد تا محفل جدای را از صفحه تاریخ پاک کرده و در عوض به ماشین جنگی آزمایش شده امپراتوری برای نجات از هرج و مرج روی آورد. هنگامی که امپراتور پالپاتین نظم نوین خود را اعلام کرد، آن را آغازی بر هزاران سال صلح دانست. — حکومت کهکشانی او رقیب جمهوری مدرن خواهد بود و شاید آن را تحتالشعاع قرار دهد. — شهروندان از پالپاتین به عنوان یک قهرمان استقبال کردند. با وجود خیانت، جراحت و سالها خستگی، سناتور سابق نابو این کار را انجام داده بود. او کهکشان را متحد کرده بود. در سیاره پانتورا، شهروندان در حالی که سربازهای کلون را که از کنار آنها در نزدیکی ایستگاه اطلاعاتی امپراتوری رژه میرفتند، تشویق میکردند، شاهد پخش پیامی بودند که کدهای امنیتی شخصی و ارز جدید را اعلام میکرد. در این زمان بود که برای فهمیدن ظلم و ستمی که در حال جشن گرفتن آن بودند، خیلی دیر شده بود؛ زیرا پالپاتین به سرعت از حمایت گسترده اولیه امپراتوری خود برای گسترش کنترل آن استفاده کرد.
سلسله مراتب

از زمان عروج خودم، اجازه دادم یک داستان مفید ادامه پیدا کنه، اینکه امپراتوری صرفاً ادامه جمهوری هست. سنای امپراتوری به عنوان توهمی از صداهای زیادی که برای حکمرانی جمع میشن باقی مونده. در حقیقت، فقط یک صدا وجود داره. صدای من.
— امپراتور پالپاتین
اولین امپراتوری کهکشانی یک دیکتاتوری فاشیستی بود که توسط یک امپراتور کهکشانی رهبری میشد و به کمک ارتش امپراتوری عظیم پایدار بود. امپراتور به عنوان حاکم مستقل و اقتدار نهایی در تمام مسائل سیاسی و نظامی کشور عمل میکرد. همراه امپراتور یک وزیر اعظم بود که رئیس شورای حکام امپراتوری بود. شورای حکام توسط وزیر اعظم مس امدا و نزدیکترین مشاوران امپراتور رهبری میشد. این افراد بالاترین رده هژمونی امپراتوری را تشکیل میدادند و از اختیارات قابلتوجهی بر افسران ارتش برخوردار بودند. مافها، ژنرالها و ادمیرالها همگی در برابر شورای امپراتوری پاسخگو بودند. در حالی که این شورا ظاهراً به منشور امپراتوری پایبند بود، تا حد زیادی فراتر از قانون عمل میکرد.
در میان مقامات نظامی بلندپایه، نام امپراتور پالپاتین همراه با نام شاگرد سیث او، دارث ویدر، — که اغلب به عنوان “لرد” نامیده میشد و با احترامی مانند پالپاتین با او برخورد میکردند، — با ترس بیان میشد. بسیاری ویدر را دست راست امپراتور — یک سلاح زنده — میدانستند و او را جانشین طبیعی میراث امپراتور در نظر میگرفتند. در حالی که امپراتور پالپاتین قدرت انحصاری و عالی را در امپراتوری داشت، معمولاً از امور روزمره دولت خود اجتناب میکرد و مشغول انجام تحقیقات گسترده در مورد جبهه تاریک نیرو بود. به این ترتیب، تصمیمگیری قوه مجریه امپراتوری توسط شورای حکام امپراتوری انجام میشد.
دارث ویدر، شاگرد امپراتور و دومین فرمانده، در بیشتر موارد ظاهراً خارج از ساختار فرماندهی رسمی امپراتوری عمل میکرد و ماف تارکین او را شخصی با «یک رتبه نامرئی» میدانست. این مقام ظاهراً اعلام نشده به گونهای بود که حتی وزیر اعظم امدا جرأت نمیکرد دستوری برای او صادر کند. او همچنین برای اعدام کسانی که از او ناراضی بودند، اختیار داشت. حتی زمانی که این اعدامها باعث ناراحتی دولت یا خود مقامات عالی رتبه نظامی میشد. با این حال، مانند خود امپراتور و علیرغم اقتدارش، ویدر دخالت کمی در عملکرد اجرایی دولت امپراتوری داشت. در عوض، او تمایل داشت که خود را درگیر امور نظامی کند و اغلب شخصاً از پالپاتین مأموریت میگرفت. مانند پالپاتین، ویدر امپراتوری را ابزاری صرف برای دو لرد سیث در نظر گرفت تا از آن در تلاش خود برای قدرت بیشتر و درک نیمه تاریک نیرو استفاده کنند.
سنای کهکشانی

آیا لازمه به اعضای محترم یادآوری کنم که پالپاتین تقریباً بیست سال بعد از سقوط جمهوری قدیم توهم سنای امپراتوری رو حفظ کرد؟ یک ظالم میتونه هر کارش رو “اراده مردم” جا بزنه.
— لیا اورگانا
قوه مقننه متشکل از مجلس سنای کهکشانی جمهوری سابق بود که به سنای امپراتوری تغییر نام داد و به سطح پایینتری از دولت تقلیل یافت. سنا به تدریج اعتباری را که زمانی به عنوان انجمن بحث کهکشانی داشت، از دست داد؛ زیرا تعداد فزایندهای از سناتورها در شبکه فساد امپراتور شیو پالپاتین، که در اوایل جنگهای کلون آغاز شده بود، گرفتار شدند. به عنوان یک حکومت خودکامه، سیاستهای دموکراتیک و آینده نگر جمهوری سابق در دالانهای جدید قدرت منسوخ شد و تبدیل به مهر لاستیکی برای تصویب قوانینی شد که میتوانست به هر دلیلی توسط امپراتور نادیده گرفته شود. تصویب قوانین به یک امر رسمی برای نظم نوین تبدیل شد. در حالی که سناتورها و شهروندان کهکشانی به این باور رسیدند که صدایی در سیاست کهکشانی دارند؛ در واقع، این پالپاتین بود که قدرت اجرایی نامحدودی داشت و تنها کسی بود که میتوانست به طور رسمی قانون تصویب کند. در حالی که بیشتر آنها از سخن گفتن علیه امپراتور میترسیدند، عده کمی مانند بیل و لیا اورگانا از آلدران، به طور فعال پاسخگویی امپراتوری و اقدامات آن را زیر سوال بردند که باعث خشم مقامات امپراتوری شد.

در حالی که امپراتوری از سناتورهای سنا برای حفظ کنترل سیستمهای مربوطه خود استفاده میکرد، این کنترل به تدریج به بخش امپراتوری و فرمانداران سیارهای یا مافها واگذار شد که به عنوان بخشی از ارتش امپراتوری قدرت زیادی را بر هر ناحیه در دست داشتند و حاکمیت امپراتوری کهکشانی را در هر ناحیه اعمال میکردند. این امر ناشی از فرمان حاکمیت ناحیههاست که پالپاتین در مراحل بعدی جنگهای کلون، زمانی که صدراعظم جمهوری کهکشانی بود، به تصویب رساند. اما خود آنها با مقام گرند ماف که برای اولین بار به ماف ویلهاف تارکین اعطا شد، برتری یافتند و فرمانداران فراناحیهها بودند، مناطقی از فضا که شامل چندین ناحیه سیارهای بود و برای کنترل مافها یا فرمانداران ناحیه استفاده میشد. پس از انحلال سنای امپراتوری، تمام قدرت قانونگذاری درست قبل از نبرد یاوین به فرمانداران منطقه واگذار شد. به جای الحاق مستقیم، بسیاری از سرزمینهای امپراتوری از طریق دولتهای دست نشانده، اتحادها و تحت الحمایهها، به ویژه بخشهای شرکتی همچون پریاکس مورلانا، کنترل میشدند. نهادهای حکومتی محلی در مجلس سنای امپراتوری که دارای خودمختاری بودند به نقشی عمدتا تشریفاتی و بیقدرت تنزل یافتند و همچنین سناتورهایی که آنها فرستاده بودند، همگی تحت نظارت مافها خدمت میکردند.

نهادهای دولتی موجود تغییر نام دادند تا منعکس کننده تغییر در قدرت باشند زیرا روبنای نظامی جمهوری بلافاصله تحت هدایت شخصی امپراتور بازسازی شد. در حالی که بخشهای وسیعی از کهکشان هنوز تسخیر نشده بود، ارتش بزرگ جمهوری به ارتش امپراتوری و ناوگان جمهوری به ناوگان امپراتوری تبدیل شد. پلازای مشهور سنا، که جمهوری قدیم را به یاد میآورد، به سرعت به میدان امپراتوری تغییر یافت و مجسمه عظیمی از امپراتور در آنجا ساخته شد. در نهایت، مکانیسمهای ایجاد شده برای جمهوری در طول جنگ به گونهای تغییر یافت که با استفاده سیدیوس مطابقت داشته باشد، حتی سیستمهایی که با کمک جدای ساخته شده بودند، به نفع امپراتوری جدید بودند.

علاوه بر این، نماد سابق جمهوری با نماد امپراتوری جایگزین شد که تقریباً بر روی هر چیزی که مربوط به امپراتوری سیدیوس بود، مزین شده بود. هر روز که میگذشت، کنترل سیدیوس بر کهکشان تنگتر میشد. برای یک دهه و نیم بعدی، حکومت امپراتوری — که توسط ارتش ایجاد شده برای مبارزه در جنگهای کلون تقویت شده بود. — بر کهکشان تسلط داشت و تا حد زیادی بدون چالش بود. امپراتوری به زودی شروع به ارتقای سخت افزار نظامی خود کرد و زرههای رزمی فاز دوم کلونهای جمهوری شروع به حذف مرحلهای کرده و با زرههای استورم تروپر جایگزین شدند، که توسعه آن توسط دپارتمان تحقیقات نظامی امپراتوری رهبری میشد.
مدیریت و امنیت

امنیت یک توهمه، امنیت میخواید؟ با ارتش تماس بگیرید. یه گردان سرباز اعزام کنید. ما اقدام درمانی هستیم. بیماریها رو درمان میکنیم. علائم بیماری رو شناسایی میکنیم. عامل بیماری رو چه از داخل و چه از خارج بیرون میکشیم. هر چقدر برای شناسایی اختلال بیشتر طول بدیم درمان مشکل سختتر میشه.
— پارتاگاز
در حالی که تمایلات جانبی تاریک و اهداف پنهانی ممکن است فرمانروای امپراتوری را مجذوب خود کرده باشد، اشتراکات پیش پا افتاده حکمرانی بر یک امپراتوری کهکشانی هرگز نتوانست بر رهبری او تأثیر بگذارد. با ظهور نظم نوین، از جمله اولین اقدامات او تغییر در دستگاه سیاسی بود. بسیاری از سازمانهای دولتی قبلی تغییر نام و تغییر کاربری دادند، بسیاری از ساختمانهای رسمی بازسازی شدند تا زیباییشناختی تیرهتر و زاویهدارتری داشته باشند. یکی از این سازمانها، کمیسیون حفظ جمهوری (COMPOR)، یک جنبش پوپولیستی از وفاداران در طول جنگ بود که به عنوان کمیسیون حفظ نظم نوین (Commission for the Preservation of the New Order) — به اختصار (COMPNOR)، — یک ابزار سیاسی مفید که توسط مشاوران امپراتوری تازه منصوب شده استفاده میشد، دوباره شکل گرفت. COMPNOR به عنوان آژانس اصلی تحت حمایت امپراتوری برای تضمین نظم و ثبات برای سیارههای بیشمار تحت حاکمیت امپراتور خدمت میکرد و در عین حال از رژیم جدید از طریق تبلیغات و سرویسهای اطلاعاتی حمایت میکرد و هدیهای برای شکل دادن به احساسات عمومی در چند سال اول امپراتوری کهکشانی بود. سازمانهایی مانند سازمان امنیت امپراتوری (Imperial Security Bureau) — به اختصار (ISB)، — وزارت اطلاعات امپراتوری، و Ubiqtorate تحت نظارت آن کار میکردند.

اداره Ubiqtorate که رهبری اطلاعات امپراتوری بود با ترکیب نیروهای چهار سازمان اطلاعاتی به منظور جلوگیری از فساد سناتورها تشکیل شد.
سازمان امنیت امپراتوری (ISB) همانطور که از نامش پیداست بر امنیت داخلی دولت و تضمین وفاداری شهروندان به امپراتوری، از بین بردن اقدامات احتمالی مخالفان به کمک اطلاعات گسترده و عملیات جمعآوری دادههای امپراتوری در مورد شهروندان بیشمار کهکشان به منظور حفظ امنیت حکومت و نه مردم، نظارت میکرد. با وظیفه حفظ ثبات در سراسر سرزمینهای امپراتوری، به میل خود خدمات ارائه میکرد و به مسائل نظامی، از قبیل گزارشهای تهدید، تجزیه و تحلیل، مدیریت داراییهایی که توسط وزارت اطلاعات جمعآوری شده بود و ارائه گزارشهای توجیهی به فرماندهان مشترک و امپراتور رسیدگی میکرد. این سازمان تحت رهبری Ubiqtorate، قرار گرفت. برخی از نیروهای امنیتی سیارهای محلی نیز در رابطه با اجرای قانون تحت نظر این سازمان مسئولیت داشتند.
قراردادهای خصوصی گهگاه به انجمن صنفی شکارچیان جایزهبگیر و مزدوران برای ردیابی عناصر تحت تعقیب در امپراتوری داده میشد. اگرچه این عمل تا حد زیادی مورد مخالفت قرار گرفت. به منظور حمایت از ارتباطات مجریان قانون، امپراتوری دفتر تحقیقات جنایی امپراتوری را حفظ کرد که فقط توسط پرسنل مجاز امپراتوری یا شکارچیان جایزهبگیر مجاز قابل دسترسی بود.
وزارت اطلاعات که تحت نظر ائتلاف برای پیشرفت تعیین شده بود، زیر نظر COMPNOR کار میکرد. این وزارتخانه در درجه اول وظیفه داشت که آژانس خبری هولونت را در زمینه پیامهای ضدامپراتوری پاکسازی کند و از زیرساختهای لازم برای سیستمهای ارتباطی گسترده در امپراتوری اطمینان حاصل کند.

امپراتوری همچنین دفتر اطلاعات امپراتوری را ایجاد کرد، که غیرنظامیان را برای کمک به امپراتوری و عملیات دادهای عظیم آن در کهکشان به کار میگرفت و به کارمندان این امکان را میداد که به صورت سایبری عملکرد خود را با ساختارهای سایبورگ AJ⁶ افزایش دهند. وزارت کشاورزی و گروه کشاورزی امپراتوری بر جنبه کشاورزی امپراتوری با مقامات بسیاری در سراسر کهکشان از جمله لوثال، نظارت داشتند. وزارت اقتصاد، وزارت آموزش، وزارت هواشناسی، وزارت حمل و نقل و هیئت بررسی امپراتوری نیز شهروندان متعددی را در سراسر امپراتوری استخدام کردند.
پروپاگاندا و نظامیگری

هنر بازتابی از تمدنه. جنگ هم همینطور. هنر در خدمت جنگ حتی بیشتر هم هست.
– جنیور
در دوران امپراتوری غرور مدنی شکوفا شد. نیروهای کلون که وظیفه خود را انجام داده بودند، بی سر و صدا کنار گذاشته شدند و یک ارتش داوطلب جایگزین آنها شد. از قضا، میهن پرستی شدید جوانان، سربازی یکنواختتر و انعطاف پذیرتر از تکرار ژنتیکی یک الگو به وجود آورد. این اوج تبلیغات نظامی امپراتوری بود، جایی که شهروندان در سراسر امپراتوری تشویق میشدند تا در ارتش یا ناوگان امپراتوری ثبت نام کنند. چهرهای نظامی در سطح کهکشان، که زمانی تصور نمیشد، اکنون برایش ضروری بود. پیامهای جذب نیروی نظامی بر سنت، شرافت و امنیت تکیه داشت. آنها نه نیازی به یادآوری هرج و مرج جداییطلبی به شهروندان داشتند و نه خطرات ارزش گذاری به هوسهای فردی در برابر ثبات دولت. بزرگترین پتانسیل یک شهروند را میتوان با خدمت در ارتش شکوفا کرد.

پروپاگاندا امپراتوری در COMPNOR بر اساس نمادها و پیامهایی که در طول جنگهای کلون به دقت طراحی شده بودند، برای تسریع گسترش عظیم نظامی که توسط امپراتور فرمان داده شده بود، ساخته شدند. با وجود تمام قهرمانسازی و اسطورهسازی کلونها در میان جمعیت جمهوری، آنها همیشه در ذهن مردم یک بیگانه بودند، زیرا اعضای آنها منحصراً از یک الگوی ژنتیکی واحد تشکیل شده بود. اکنون، یک شهروند کهکشانی میتواند پس از قبولی از عملیات شبیهسازی به آن قهرمان تبدیل شود. بسیاری از جوانان، با الهام از قهرمانی در شبیهسازی، آرزو داشتند که زره خود را بر تن کنند و نقش خود را مستقیماً انجام دهند نه از طریق خرید اوراق قرضه، گزارش خیانت، یا جیره بندی آذوقهها.

ائتلاف برای پیشرفت، دفتری در دولت امپراتوری بود که شامل سازمان اطلاعات میشد و در شکلدهی چهره عمومی امپراتوری خیرخواه ضروری بود (چیزی که یک فریب حساب شده است). مجموعهای از ناظران بخش در سراسر کهکشان — آژانسهای جاسوسی غیرنظامی — اطلاعاتی را در مورد پیشرفت فرهنگی در داخل امپراتوری به ائتلاف میدادند. گروههای داخل دولت در مواردی که «اصلاحات» لازم بود، بر این اساس عمل میکردند: آموزش SAGE (آموزش گروهی زیر بزرگسالان) برنامههای درسی تعیین میکند تا شهروندان جوان را به میهن پرستان تبدیل کند. گروههای علمی تحقیق و توسعه را در کاربردهای نظامی هدایت میکنند. آژانسهای نظارتی سازمان بدنام امنیت امپراتوری را از شواهدی مبنی بر عدم وفاداری شهروندان آگاه میکنند. وقتی رسانههای هنری ظاهر امپراتوری را تضعیف میکردند، این ائتلاف دخالت میکرد و در یک نمونه از قدرتنمایی خود برای ممنوع کردن اپراها و فرستادن اعضای گروه Hakko Drazlip و Tootle Froots برای کار در معدن کسل پس از آن که در آهنگی با مضامین سیاسی، لرد ویدر را به سخره گرفتند؛ استفاده کرد.
بسیاری از ارتباطات دولتی در این دوره کاملاً معاملاتی بود. انحلال دفاتر در حال مرگ جمهوری و ظهور همتایان جدید امپراتوری منجر به سردرگمی بسیاری در میان شهروندان در مورد نحوه دسترسی به بهترین خدمات شد. دستورالعملهایی در مورد چگونگی دستیابی به اسناد مناسب، نحوه ارائه اسناد مذکور به افسران امنیتی و آخرین اقدامات امنیتی کهکشانی با لحنی واضح و رسمی به مردم ارسال شد. از شهروندان خواسته شد تا به سرمایهگذاریهای صنعتی امپراتوری بپیوندند که همگی در نهایت به افزایش قدرت نظامی کمک میکنند.

همانطور که امپراتوری به سمت کمربند بیرونی گسترش یافت، زبان خاصی را برای جذب نیروهای جدید اتخاذ کرد. قانون گریزی کمربند بیرونی، در نتیجه بیتفاوتی جمهوری، منجر به قربانی شدن شهرک نشینان دوردست توسط عناصر جنایتکار شده بود. امپراتوری نظم و فرصتی برای تلافی ارائه کرد. برای جوانان ناراضی که احساس عدم کنترل آزاردهندهای بر سرنوشت خود داشتند، امپراتوری قدرتی مست کننده پیشنهاد داد. در صفوف امپراتوری اتحاد و قدرت وجود داشت. این پیامها نوید تحقق بالقوه از طریق خدمت سربازی را میداد. فرصت نترسیدن، بلکه القای ترس، برای نسلی بی هدف در دنیای کمربند بیرونی بسیار جذاب بود.
استعمار و توسعهطلبی

بهترین راه برای ادارهشون رو پیدا کردیم و اون اینه که بهشون پیشنهاد بدی. چندتا گزینه میذاریم روی میز و اونا انقدر سرگرم انتخاب کردن میشن که متوجه نمیشن ذرهای از چیزی که از اول میخواستن بهشون ندادیم.
– جیهولد بیهاز
امپراتوری کهکشانی، در اوایل دوران خود، به کمربند بیرونی گسترش یافت و بسیار بیشتر از آنچه برای بهرهبرداری از زمینهای کشاورزی سیارهها لازم بود؛ تصرف کرده بودند. چنین استعمارها صرفاً پایگاههایی نبودند که برای نظارت بر دولتهای محلی ساخته شده باشد، بلکه سلطه ظالمانه امپراتوری بود که منابع و جمعیتهای محلی را بدون توجه به نیازها و حقوق شخصی کنترل میکردند. امپراتوری در تلاش خود برای تثبیتش در کمربند بیرونی، علاوه بر استفاده از ترس، غذا را برای تحمل گرسنگی مردم دریغ کرد. سیارههایی مانند کناری شاهد اشغال و توسعه بودند که منجر به آلودگی و صنعتیسازی گسترده برای حمایت از ماشین جنگی امپراتوری شد. یکی از سیارههای توسعه یافته لوثال بود که به برنامه ثبت امپراتوری ملحق شد و به دنبال حفاظت و فرصتهای اقتصادی بود که به موجب آن شهروندان محلی میتوانستند در تاسیسات محلی سیستمهای ناوگان ساینار کار پیدا کنند. ظاهراً این برای رشد اقتصاد محلی بود، اما در واقع به طور مخفیانه بخشی از یک برنامه پنج ساله بسیار بزرگتر بود و شامل بسیاری از سیارههای کمربند بیرونی میشد که تحت نظارت فرماندهی عالی کمربند بیرونی امپراتوری، زیرمجموعهای از فرماندهی عالی امپراتوری که مسئول قلمروهای کمربند بیرونی بود؛ قرار داشتند. در حالی که امپراتوری قصد داشت بخش زیادی از کمربند بیرونی را کنترل کند، پیچیدگیهای لجستیکی چنین عملی به زودی آشکار شد. بسیاری از سیارهها بیش از حد خشن، وحشی یا عجیب بودند که نمیتوانستند تحت یوغ امپراتوری قرار گیرند. بنابراین، بسیاری از آنها برای برپایی پادگانهای ناچیز یا میزبانی گشت و گذارهای نظامی موقت تنزل یافتند. در نتیجه، استثمار، آزمایش تسلیحات و تأسیسات نظامی در سیستمهای بیرونی پراکنده شد و نیروهای امپراتوری اغلب برای نوشیدن، قمار یا کالاهای بازار سیاه به این سیارهها میآمدند.

از آنجایی که بیشتر سیارهها از نظر اکولوژیکی ویران شده بودند، صنعتی شدن افسارگسیخته و تولید انبوه، فرهنگ محلی و سلامت اکولوژیکی را از بین برد. مردم میدیدند که فرزندانشان به خدمت امپراتوری فراخوانده میشوند، در حالی که فرمانداران و قضات فاسد اغلب از مردم محلی در سیارههایی مانند فریکس استثمار میکردند. رژهها، حضور اجباری در مراسم میهن پرستانه و برپایی پادگانها و پایگاهها در سیارههای مختلف در سراسر کهکشان همچون آلدانی به یک امر عادی تبدیل شده و منجر به فرار جمعیت آن به عنوان پناهنده در یک مهاجرت دسته جمعی شد.

امپراتوری به طور کامل کمربند بیرونی را کنترل نکرد و اغلب از سیارههای آن به عنوان محل آزمایش سلاحهای بیولوژیکی جدید و منبع کار ارزان استفاده میکرد. امپراتور قصد داشت سلطه امپراتوری را بر سرزمینهای کمربند بیرونی و فراتر از آن گسترش دهد. به منظور به حداکثر رساندن ارزش سیستمهای تازه اشغال شده، سیارههایی مانند لوثال شاهد این بودند که مقامات امپراتوری کشاورزان را به جای زمینهای کشاورزی خود برای اهداف امپراتوری به معدن منتقل میکردند که منجر به توسعه اردوگاههای اسکان مجدد شد. امپراتوری همچنین هولونت را در سراسر کمربند بیرونی محدود کرد و باعث شد بسیاری از سیستمهای ناراضی تحریم را بخشی از تسخیر سیستمهای بیرونی بدانند.

در حالی که امپراتوری چشم خود را بر سوء استفادههای مختلف بسته بود، همچنان سیاست فساد صفر و استانداردهای بالای رفتاری خود را حفظ کرد، که در نتیجه بسیاری از کارکنان سازمان امنیت امپراتوری (ISB) فعالانه مقامات فاسد و سهل انگار را تعقیب کردند، حتی در نتیجه تحقیقاتی که توسط آنها انجام شد، خود دارث ویدر نیز مجرم در نظر گرفته میشد. با وجود این، بسیاری از شهروندان از وضعیت ژئوپلیتیکی در کهکشان راضی بودند و معتقد بودند که اقدامات سختگیرانه برای حفظ نظم و ثبات پس از جنگهای ویرانگر کلونها ضروری است. بسیاری نیز معتقد بودند که امپراتوری، اگرچه بهترین نیست، اما بهتر از هرج و مرج و بینظمی است.

در طول این بهاصطلاح عصر امپراتوری، سیارههایی مانند نابو در تلاش برای تولید نسخههای ایدهآلی از زندگی در امپراتوری، به پروژههای ساختمانی جدید، مذاکرات تجاری موفق و رونق اقتصادی بیپایان اشاره میکردند. در حالی که بسیاری امپراتوری را تحمل کردند و حتی از آن حمایت کردند، بسیاری دیگر به تمایلات جداییطلبانه و حتی خصومت خود ادامه دادند. کسانی که در جنگهای کلون جنگیدند، تبدیل امپراتوری را در حال تبدیل از نهادی برای نظم به یک قلدر وحشی در جستجوی قدرت مشاهده کردند. با این وجود، مقاومتهای آشکار توسط ارتش امپراتوری سرکوب میشد.
آغاز مخالفت

امپراتوری انقدر آروم خفهمون کرده که جدیدا دیگه متوجهش نمیشیم. زمانش رسیده که متوجهشون کنیم.
— لوثن ریل
از آنجایی که دزدان، قاچاقچیان و جداییطلبان سابق به طور معمول زندانی و نابود میشدند، امپراتوری در اوایل با مقاومت جدی کمی در برابر حکومت خود مواجه شد. یک استثنای نادر حول سیارههای کمربند بیرونی رایلاث بود. جنبش تازه تاسیس رایلاث آزاد که از مبارزان آزادی به رهبری چم سیندولا تشکیل شده بود؛ مبارزه خود را برای استقلال علیه امپراتوری کهکشانی برای چندین دهه ادامه داد.
شورش علیه امپراتوری به عنوان یک تلاش آزمایشی، شکننده و بسیار خطرناک آغاز شد. در ابتدا، امپراتوری تازه متولد شده، حسن نیت بینظیر مردم را در کنار خود داشت. آخرین جنگ بزرگ برای استقلال بسیار پرهزینه بود و نمیشد آن را دوباره تکرار کرد، مهم نیست که علت آن چقدر خوب باشد. اعتراض به سیاست امپراتوری معادل جداییطلبی بود. صداهای معترض توسط متحدان خوشنیت، اما کوتهبین، به خاطر «مصلحت» خاموش میشدند. اما با گسترش نفوذ خود و افزایش قدرت امپراتوری، در بیان خود جسورتر شدند. به دور از سیارههای مرکزی محصور، جایی که ثروتمندان از نظر ثروت رشد میکردند، سیارههای مرزی کمربند بیرونی بار عمده گسترش امپراتوری را متحمل شدند. بدون نظارت سنا، امپراتوری میتوانست قدرت بسیار وحشیانهتری به دست آورد. سیارههایی که هرگز نیازی به پیوستن به جمهوری را ندیدند، با پایان جنگ مجبور شدند تا در امپراتوری گنجانده شوند. زمانی که بخشی از امپراتوری بودند، آنها چارهای جز همکاری نداشتند که تحت نظارت تسلیمناپذیر، نیروهای اشغال شده و شرایط سخت کار به منظور تبدیل منابع مرزی به دارایی امپراتوری قرار گرفتند. مردمان ستمدیده امپراتوری سعی میکردند تا از وضعیت بدشان خبر بدهند — اغلب از طریق هنرهای دردناکی که بهخوبی سرنوشت در حال تغییر آنها را نشان میداد. — اما عوامل سانسور امپراتوری چنین نمایشهایی را خفه کردند. برای سالها، تلاشها برای شورش آشکار بهویژه در کمربند بیرونی ناهموار بود. اتحاد نادر بود؛ زیرا گروههای مقاومت مستعد مشکوک شدن به متحدان احتمالی بودند که در بهترین حالت شبهنظامیان رقیب و در بدترین حالت جاسوسان امپراتوری هستند. علیرغم بهترین تلاش سازمان دهندگان اولیه مانند سناتور بیل اورگانا، جان دودونا، جان ساتو و هرا سیندولا، شورش از ادغام با پتانسیل کامل خودداری کرد.

در سالهای بعد، گروههای شورشی مختلف مبارزاتی را برای مقاومت مسلحانه علیه امپراتور کهکشان و رژیم امپراتوری او آغاز کردند. این گروهکها، بخشی از یک جنبش شورشی بزرگتر در سراسر کهکشان بودند و عمداً برای جلوگیری از درز اطلاعات در سکوت نسبت به وجود یکدیگر نگهداری میشدند.

امپراتوری شورشیان را به عنوان آنارشیستهای تشنه به خون ترسیم کرد، بنابراین آنها به دنبال عقب نشینی از این ایده و روشن ساختن این موضوع بودند که هدف آنها بازگرداندن جمهوری کهکشانی بود. برخی از متحدان شورشی در سنا بر این باور بودند که در صورتی که مذاکرهکنندگان با روشهای مناسب به جلو قدم بردارند، میتوان با امپراتوری راه حل دیپلماتیک ایجاد کرد. اما افرادی مانند ساو گررا از آندران و چم سیندولا از رایلاث، با ضربه زدن به اهداف غیرنظامی و ایجاد خسارتهای جانبی وحشتناک، عوارض مکرری را برای این شورش سیاسی ایجاد کردند. این مرتدین خشونتگرا، وقوع جنگ داخلی را اجتنابناپذیر میدیدند و ترجیح میدادند که نبرد را با شرایط خود به سمت امپراتوری بکشانند.

در حالی که بخش عمدهای از خدمات امپراتوری در سیارههای مرکزی مبتنی بر کار داوطلبانه بود، با گذشت زمان، نیازهای مبرم توسعه امپراتوری مستلزم خدمت اجباری با سهمیههای شدید بود. این فقط خدمات نیروهای مسلح نبود. — امپراتوری شروع به وادار کردن شهروندان به انجام خواستههای عظیم خود برای کارکنان پشتیبانی، ساخت و ساز و سایر نیروی کار کرد. — مقاومت در برابر امپراتوری از یک موضع سیاسی انتزاعی از آرمانها به نیاز فوریتر به آزادی تبدیل شد. برخی از اولین پیامها علیه امپراتوری از سوی اعضای خانواده و گروههای اجتماعی منتشر شدند که امپریالیستهای بیدرد به تعدادی از آنها حمله کردند.
سناتور مان ماثما از چندریلا، طرحی برای «اتحاد برای بازگرداندن جمهوری» داشت — سازمانی که به عنوان دولت مدنی و نیروی شبه نظامی خدمت میکرد. — او فقط نیاز داشت که جبهههای شورشی متفاوت را از طریق اعتماد، ایمان و یک هدف مشترک به یک اپوزیسیون متحد تبدیل کند. آنچه دیپلماسی نتوانست انجام دهد، هنر اغلب انجام میداد. ممانعت از بیان هنری در زمان امپراتوری، انگیزههای سرکشی را در میان هنرمندان تسریع کرد. آنها خیابانهای سیارات ستمدیده را به بوم نقاشی خود تبدیل کردند. این هنرمندان شروع به افشای اعمال ظالمانه این رژیم ظالمانه کردند که ذات واقعی امپراتوری بود. برخی از این هنرمندان، به دست سازمان امنیت امپراتوری ناپدید شده و به قتل رسیدند. دیگران مانند سبین رن اسلحه به دست گرفتند. برخی دیگر، با پیوستن رسمی به شورش و پخش پیام خود در ساختار فرماندهی آن، به شورش هنری خود ادامه دادند.

امپراتوری تهدید جدیدی را علیه خود پیشبینی میکرد اما به طور کلی ترسی نداشت که گروههای مختلف شورشی بتوانند متحد شوند و تهدیدی قویتر علیه امپراتوری و منافع آن در کمربند بیرونی ایجاد کنند. فرماندهی نظامی امپراتوری فهرستی از هواداران شناخته شده شورشیان را در چندین سیاره کمربند بیرونی، از جمله لوثال، نگهداری میکرد؛ اما اکثر آنها به دلیل داشتن متحدان قدرتمند در سنا که کانون شناخته شده فساد و انحطاط بود دستگیر نشدند.
دکترین تارکین

ترس، سیستمهای محلی رو مطیع نگه میداره.
— ویلهاف تارکین
دکترین تارکین نامی بود که رسانهها به بیانیهای که ویلهاف تارکین در طی مصاحبهای پس از ارتقای او از ماف به اولین گرند ماف توسط امپراتور منتشر کرد، داده بودند. این بیانیه اعتقادات او را در مورد اینکه چرا جمهوری باید به شکل امپراتوری متحد شود، تشریح کرد و پالپاتین را به خاطر رهبریاش تحسین نمود. او در این دکترین از هر شهروند امپراتوری خواست تا سهم خود را در حفظ امپراتوری انجام دهد، به ویژه در ارتش عظیمی که او آن را برای دفاع از امپراتوری و حفظ صلح توجیه میکرد.

این دکترین ریشه در تئوری تارکین در مورد “حکومت با ترس” داشت. به این مفهوم که نمایش قدرت به جای خود قدرت، موثرترین ابزار برای حفظ امنیت داخلی و وفاداری سیارههای رعیت است. پذیرش مفهوم “حاکمیت توسط ترس از روز به جای خود زور” توسط امپراتور به طور غیرمستقیم منجر به توسعه سریع ابر سلاح ستاره مرگ و هزاران پروژه نظامی شد که اقتصاد کهکشان را تحت تاثیر قرار داد.
متن کامل دکترین تارکین:
عاملی که بیشترین سهم را در نابودی جمهوری داشت، در واقع جنگ نبود، بلکه منافع شخصی بود. فرایند سیاسی که اجداد ما مهندسی کرده بودند، این میل خطرناک به خودسازی، در طول قرون طولانی فراگیرتر شد و در پایان بدنه سیاست را تمام و کمال فاسد کرد. منافع شخصی سیارههای مرکزی را در نظر بگیرید که در بهرهبرداری از سیستمهای بیرونی برای منابع مصمم هستند. خود سیستمهای بیرونی که به دلیل بیتوجهی سهلآمیزشان به قاچاق و بردهداری تضعیف شدهاند. آن اعضای بلندپرواز سنا که فقط به دنبال موقعیت و فرصت بودند.
دلیل اینکه امپراتور ما توانست با آبهای تاریکی که خصوصیت سالهای پایانی جمهوری بود مذاکره کند و در طول جنگ فاجعهباری که سراسر کهکشان را در بر گرفت، در راس باقی بماند، این بود که او هرگز به مقام یا تجلیل از خود علاقه نشان نداده است. برعکس، او در فداکاری خود برای متحد کردن کهکشان و اطمینان از رفاه جمعیت بی شمار آن خستگی ناپذیر بوده است. اکنون با نهاد حاکمیت ناحیهای و فراناحیهای، ما در موقعیت منحصر به فردی هستیم که با برداشتن بخشی از بار حاکمیت روزمره از روی دوش امپراتور، دین خود را به خاطر چندین دهه خدمت فداکارانه ایشان ادا کنیم. با تقسیم کهکشان به مناطق، ما در واقع به وحدتی دست مییابیم که قبلاً وجود نداشت. جایی که زمانی متحدان و وفاداران ما تقسیم شده بودند، اکنون به یک شخص خدمت میکنند؛ با یک هدف: کهکشانی منسجم که در آن همه پیشرفت میکنند. برای اولین بار در هزار نسل، فرمانداران ناحیهای ما صرفاً برای پیشرفت کروسانت و سیارههای اصلی کار نمیکنند، بلکه برای ارتقای کیفیت زندگی در سیستمهای ستارهای که هر ناحیه را تشکیل میدهند کار میکنند. باز و ایمن نگه داشتن راههای فضایی، ارتباطات در دسترس و تضمین درستی اخذ درآمدهای مالیاتی و اختصاص آنها به بهبود زیرساختها از وظایف فرمانداران است. مجلس سنا نیز متشکل از کسانی خواهد بود که خود را نه برای ثروت اندوزی شخصی، بلکه برای آبادی سیارههایی که نمایندگی میکنند وقف خواهند کرد.
این چشم انداز جسورانه از آینده نه تنها مستلزم خدمت به کسانی است که شهرت بینقص و مهارت کامل در اعمال عادلانه قدرت دارند، بلکه به خدمت ارتش گستردهای که برای حفظ قوانین لازم با هدف تضمین هماهنگی کهکشانی اختصاص یافته، نیازمند است. ممکن است برای برخی به نظر برسد که تصویب قوانین جهانی و استقرار گسترده ارتش به شدت مسلح گامهایی در جهت تسلط بر کهکشان باشد، اما این اقدامات صرفاً برای محافظت از ما در برابر کسانی انجام میشود که به حمله، بردگی، استثمار یا مخالفتهای سیاسی دامن میزنند و هر کس که دست به چنین اعمالی بزند بر این اساس مجازات میشود. به ارتش جدید ما نه به عنوان متجاوز یا مداخلهگر، بلکه به عنوان نگهبانان نگاه کنید که از دیدگاه امپراتور برای یک کهکشان آرام و شکوفا حمایت میکنند.
تارکین به یک “ظن نهادینه شده” در ارتش امپراتوری اشاره کرد که معتقد بود امپراتور پالپاتین از آن به عنوان ابزاری برای کنترل اعضای مختلف امپراتوری و سازمانهای متعدد استفاده کند. همچنین ترس شدیدی از امپراتور و لرد ویدر وجود داشت که عمدتاً به دلیل مجازاتهای سخت در صورت به موقع تکمیل نشدن یا شکست کار بود که به مرگ یا شکنجه ختم میشد.
شکار جدای

من ارتشی از جاسوسان با استعداد در نیرو رو به خدمت گرفتم که در نیمه تاریک نیرو آموزش دیدن تا از دور به هر گوشه کهکشان چشم بدوزن و دشمنان من در برابر چنین نگرشی درمانده خواهند بود.
— دارث سیدیوس
در حالی که امپراتور دارای ناوگان کهکشانی بود و هژمونی بلامنازع نظامی، علمی و اقتصادی در کل کهکشان را برعهده داشت، ترس همیشه حاضر از زنده ماندن جدای، پالپاتین را در سراسر سلطنت او خالی از آرامش کرد. در پاسخ مستقیم به این تهدید ترسناک، امپراتوری از متخصصان بسیاری از طرف تاریک استفاده کرد، افراد حساس به نیرو عضو سازمانی از مأموران تفحص به نام اینکوئیزیتورها بودند که برای ردیابی و از بین بردن جدایهای بازمانده آموزش دیدهاند. با توجه به ماهیت ماموریت خود، می توانستند نیروهای محلی امپراتوری را فرماندهی کنند و بر دیگر افسران ارتش امپراتوری قدرت داشتند. اینکوئیزیتورها توسط دارث ویدر رهبری میشدند که به امپراتوری کمک کرد تا شوالیههای جدای را شکار و نابود کند. علیرغم اینکه محفل آنها از بین رفت، برخی جدایها از پاکسازی اولیه جان سالم به در بردند. بااینحال، بهطور سیستماتیک توسط دارث ویدر یا هر یک از اینکوئیزیتورهای امپراتور در سالهای پس از ظهور نظم نوین شکار و کشته شدند. در طی دو دهه، تنها چند جدای شناخته شده هنوز زنده و در تبعید بودند تا از خشم امپراتوری فرار کنند. امپراتوری به منظور بیرون کشیدن هر یک از این جدایها و کودکانی که حساس به نیرو بودند، نه تنها بازماندگان فرمان 66 را ردیابی کرد، بلکه از تبدیل شدن جوانان حساس به نیرو به جدای جلوگیری کرد. همچنین برای کسانی که بازماندگان جدای را به مقامات امپراتوری تحویل میدادند، جوایزی در نظر گرفت.
ارتش

اکنون بیش از هر زمان دیگهای ساخت یک کهکشان قوی نیازمند حفاظت و امنیته.
— امپراتور پالپاتین
به عنوان جانشین جمهوری کهکشانی، اقتدار امپراتوری کهکشانی بیشتر کهکشان شناخته شده را در بر میگرفت. ارتش امپراتوری شامل تعداد زیادی سفینه جنگی و سربازان بیشمار بود. یکی از شناختهشدهترین سفینههای جنگی، استاردسترویر امپریال کلس بود و تنها دیدن یکی از آنها معمولاً برای ساکت کردن یک سیستم دردسرساز کافی بود. حکومت از طریق ترس از زور به جای خود زور، فلسفه محرک در سراسر ارتش امپراتوری بود که توسط دکترین تارکین تجسم یافت. با تقویت منابع تقریباً نامحدودی که امپراتوری در اختیار دارد و شرکتهای وفادار مانند Taim & Bak، Borstel، و Phylon Transport، درکنار شرکتهایی مانند کوات و شرکت تابعه آن Kuat Systems Engineering بسیاری از استاردسترویرهای نظم نوین را تولید کردند.

رهبران ارتش امپراتوری ادمیرالها، ژنرالها و مافها بودند که در مجموعههای متعدد آکادمی امپراتوری در سراسر کهکشان آموزش دیده بودند. چندین افسر کهنه کار مانند وولف یولارن که در جمهوری کهکشانی خدمت میکردند نیز در ارتش امپراتوری به خدمت خود ادامه دادند.
ارتش و ناوگان امپراتوری مسئول اجرای عملیات نظامی در سراسر کهکشان بودند. شاید همه جا قابل مشاهدهترین عنصر ارتش، استورم تروپرها باشند. این سربازان بیچهره مجریان نظم در کهکشان محسوب میشدند. وسایل نقلیه گشت امپراتوری و استورم تروپرها اغلب بهعنوان نیروی پلیس محلی برای سیارههای متعدد مورد استفاده قرار میگرفتند. اعضای ارتش امپراتوری بر این باور بودند کسانی که در دورترین فاصله از مرکز امپراتوری مستقر هستند برای نظم نوین اهمیت کمتری دارند و همین امر باعث شد که بسیاری از استقرار در سیارههای دوردست ناراضی شوند.

نمونهای از اختیارات ارتش، کد امپراتوری 94364 از قوانین امپراتوری کهکشانی بود که به ارتش امپراتوری این اختیار را میداد تا غیرنظامیان را از خانههایشان بیرون کند و مالکیت اموال و دارایی آنها را بگیرد.
بیگانگان

برای بعضیا، ناشناخته همیشه به معنی خطره.
— میثرانورواودو (ثراون)
به عنوان یک امپراتوری کهکشانی، این حکومت زیستگاه گونههای بیگانه بیشماری در سراسر کهکشان بود. از نظر اولویت، جمعیت امپراتوری عمدتاً تحت سلطه انسانها بود، گونهای بومی در کروسانت پایتخت امپراتوری. انسانها رایجترین گونهها هم در محافل نظامی و هم در محافل سیاسی امپراتوری بودند.
تسلط تکگونهای انسان محور تصادفی نبود، بلکه تحت مدل فرهنگی انسان عالی در نظر گرفته شده بود. تبلیغات امپراتوری، فعالانه از بیگانههراسی قومگرایانه و ترسافکنی حمایت میکرد. برای امپراتوری، “بیگانگان” به طور کلی در نظم آن ناخواسته بودند و به عنوان “متفاوت” و “عجیب” دیده میشدند. به این ترتیب، امپراتوری با بخشهای غیرانسانی جمعیت خود بهعنوان رعیت، بردگان یا موانعی رفتار میکرد که باید رام، حذف یا نادیده گرفته شوند. امپراتوری از این ایده که بیگانگان غیرقابل اعتماد هستند — برخلاف انسانها — و در پشت روکش معصومیت آنها یک هیولای شرور پنهان شده بود؛ حمایت میکرد. ماشین تبلیغاتی امپراتوری چنان در پیام خود مؤثر بود که حتی گونههای انساننما نیز نسبت به جمعیتهای غیرانسانی بیاعتمادی ذاتی نشان دادند. از آنجایی که امپراتوری به بیگانگان نگاه تحقیرآمیز داشت، به ندرت پیش میآمد که آنها به عنوان افسران امپراتوری خدمت کنند. با این وجود، برخی از غیرانسانها نقشهای والایی را در امپراتوری ایفا میکردند، مانند مس امدا که به عنوان وزیر اعظم امپراتوری خدمت میکرد، گرند ادمیرال ثراون و اینکوئیزیتور اعظم نیز شخصیتهای برجسته در دوران امپراتوری بودند. با این حال، ثراون متوجه شد که به دلیل خاستگاه غیرانسانی خود و این واقعیت که او با یک خانواده سیاسی بزرگ مرتبط نبود، با مشکلاتی روبهرو شده است.
یکی از ریشههای اصلی باور ضدبیگانه این بود که در طول جنگهای کلون، اکثر رهبران جداییطلب، بیگانگان اهل بخشهایی دور از سیارههای مرکزی بودند. این امر باعث شد که انسانها نسبت به سایر گونههای کهکشان در دوران امپراتوری بی اعتماد شوند. علاوه بر تبعیض دولتی علیه یک کهکشان عمدتاً غیرانسانی، امپراتوری از یادگیری زبانها و فرهنگهای بیگانه در تلاش برای از بین بردن آنها جلوگیری کرد و به دنبال تحمیل «استانداردهای امپراتوری» بالا برای شهروندانش بود. به عنوان یک دولت تحت سلطه انسان، امپراتوری کهکشانی از استاندارد پایه کهکشانی و سیستم نوشتاری ارِبش (Aurebesh/High Galaxy) پشتیبانی میکرد. یادگیری زبانها و فرهنگهای خارجی برای عموم مردم مورد تایید نبود.
برای افزایش جمعیت انسانی و نیروی نظامی، چندین برنامه پرورش امپراتوری در روزهای اولیه امپراتوری تصویب شد. آنها مردم را به تشکیل و رشد خانواده تشویق میکردند و برای این کار به آنها پاداش میدادند. در حالی که امپراتوری از روابط سنتی دگرجنسگرا حمایت میکرد، به ترجیحات جنسی فردی شهروندانش مشروط بر اینکه چنین افرادی امور خود را پشت درهای بسته نگه میداشتند و در هیچ یک از برنامههای خانوادگی آن دخالت نمیکردند؛ اهمیت نمیداد.
نسل کشی

وقتی امپراتوری فهمید که نمیتونه کنترلش کنه، مطمئن شد تا کس دیگهای هم نتونه.
— دین جارین
امپراتوری کهکشانی جنایات متعددی انجام داد که اغلب به دلیل تمایلات انسانمدار منجر به نسل کشی میشد. در جئونوسیس امپراتوری جمعیت بومی آن سیاره را به دلیل ایجاد اختلال در فرایند تولید ستاره مرگ و پنهان کردن وجود آن با بمباران شیمیایی منقرض کرد. کلونهای سیاره کامینو نیز پس از آنکه بهعنوان آثار جمهوری قدیم دیده شدند که دیگر مفید نیستند و میتوان آنها را دور انداخت، توسط امپراتوری مورد تبعیض قرار گرفتند. رهبر کامینو اعدام و شهرهای آنها بمباران شد. سیاره لیرا سان توسط سلاحهای مختل کننده یونی T-7 که بعداً ممنوع شد، نابود گشته و کل گونه لاسات تقریباً از بین رفت. مردم مندلور پس از رد کردن حکومت امپراتوری، هدف بمباران قرار گرفت و جمعیت زیادی از مردمش با نابودی پایتخت مندلور، قتل عام شدند.

علاوه بر این، برای پیشرفت در جنگ بیولوژیکی، شبکه توزیع گستردهای در داخل امپراتوری با انبارهای متعدد در سیارههای مختلف وجود داشت که هزاران عامل بیولوژیکی را در خود جای داده بود. آزمایشهای بیولوژیکی بر روی سیارهها یا بر علیه جمعیتهای بومی اولیه و بردگان ووکی انجام میشد. در حالی که بیشتر فرایند تحقیق و توسعه بدون مانع پیش رفت، چند پروژه از کنترل خارج شد. انتشار تصادفی یک ویروس بسیار مسری تحت نام رمز «پروژه سیاه بال» (Project Blackwing) — تلاشی مخفیانه برای کشف رازهای جاودانگی — در نهایت منجر به شیوع بیماریای در سراسر سیاره شد که میزبانان خود را کشت و بدن آنها را به زامبیهای آدمخوار باهوشی که به نام سربازان مرده شناخته میشوند تبدیل کرد و خسارات زیادی بر جای گذاشت.

علاوه بر این، ماهیت مخرب جنگهای کلون و استفاده از ارتشهای دروید توسط جداییطلبان، تعصب ضد دروید را چنان به خوبی در روان کهکشانی پرورش داد و آن را تشریح کرد که تا دوران امپراتوری به خوبی دوام آورد. امپراتوری درویدها را به عنوان خدمتکار و ابزاری میدید که وقتی دیگر مفید نبود، دور انداخته میشد. چنین تفکراتی تا حدی در روان جامعه پیش رفت که برخی از افسران امپراتوری احساسات مشابهی را نسبت به گروههای انسانی که از نظر آنها از جایگاه اجتماعی کمتری برخوردار بودند، نشان میدادند. عدهای از افسران انسان، به ویژه افسران سیارههای مرکزی، نسبت به انسانهایی که از مناطقی مانند فضای دست نخورده و کمربند بیرونی، از جمله کورلیا و لوثال آمده بودند، بیاحترامی نشان دادند.
برده داری

ما نیروی کار مازاد داریم. اما باهاشون چیکار کنیم؟ آیا ووکیها میتونن برای گوشتشون پرورش داده بشن؟ در حال حاضر این کار پیچیده و سخته، اما شاید بشه اونها رو چاق کرد، یا به نحوی اصلاح کرد.
— ثیودین ساردو
ظهور امپراتوری شاهد لغو تدریجی قوانین ضدبردهداری جمهوری بود. متعاقباً بخش اعظم ماشین جنگی امپراتوری بر روی دوش جمعیت برده شده ووکی ساخته شد که سیاره خود کاشیک را از نظر زیست محیطی ویران میدیدند. در درون امپراتوری، غیرانسانها به طور معمول تحت انقیاد قرار میگرفتند و بسیاری از آنها به اردوگاههای بردهداری متعدد در سراسر کهکشان فرستاده میشدند که یکی از بدنام ترین آنها معادن اسپایس کسل بود. بردگان ووکی که به خاطر قدرتشان ارزشمند بودند، برای استخراج اسپایس — مواد مخدری که در داخل سیاره قرار دارد — فرستاده میشدند. با مدت زمان بقای مورد انتظار سه ماه، این حکم برای بسیاری به معنای واقعی کلمه برابر با اعدام بود، گونههای انسان نما اغلب زمان بقای طولانیتری داشتند که از یک تا دو سال در معادن متغیر بود.

امپراتوری با سوء استفاده و استثمار، شهرک نشینان را به زور به محل کار منتقل کرد و آنها را برای کار در کارخانه امپراتوری تحت فشار قرار داد. مقاومت منجر به ربوده شدن و کشته شدن خانواده آنها میشد. بیکاری در سیستمهای منابع استراتژیک غیرقانونی اعلام شد. در رایلاث، شهرکهای منزوی اغلب با دانش اندک یا بیاطلاع از امپراتوری وجود داشتند، همان اردوگاهها اغلب منحل میشدند و ساکنان آنها در صورت نیاز به اردوگاههای کار بردهداری نقل مکان میکردند. بردگان فراری یا افراد آواره بیشتر جمعیت این اردوگاهها را تشکیل میدادند. کسانی که در برابر امپراتوری مقاومت میکردند، شاهد ویرانی کل سیاره خود و انقراض گونههایشان میشدند.
امپراتوری همچنین سیستمهای منابع استراتژیک را حفظ کرد که در آن نظارت صنعتی، تدابیر امنیتی شدید و سهمیههای کاری بالاتر اعمال میشد و اغلب تحت نظارت کارشناسان کارآمد قرار میگرفت.
ایدئولوژی

زمان عصری نوین فرا رسیده.
— امپراتور پالپاتین
نظم نوین به دیدگاه سیاسی و ایدئولوژی ناسیونالیستی امپراتوری و ارزشهای آن اشاره داشت. امپراتوری کهکشانی از یک ماشین تبلیغاتی گسترده و قدرتمند برای تغییر عقاید و فرهنگهای سیارههای متعدد در سراسر کهکشان بهره میبرد. امپراتور با جشن پایان جنگهای ویرانگر کلون و ایجاد نظم نوین، روز امپراتوری را به عنوان جشن ملی امپراتوری اعلام کرد. موسیقی «شکوه امپراتوری» به عنوان سرود ملی انتخاب شد. به دلیل تغییرات فیزیکی در سیدیوس در تبلیغات او را جوانتر و جذابتر جلوه میدادند. بسیاری از شهروندان از ظاهر زخمی امپراتور اطلاعی نداشتند و همچنین نمیدانستند که کهکشان تحت فرمان یک لرد سیث است.
ایدئولوژی فاشیستی امپراتوری تأثیر قابل توجهی از فلسفه سیث داشت. برای مثال بیگانه هراسی، از این واقعیت که بخش بزرگی از سیثها انسان بودند ناشی میشد و تمامیت خواهی در کنار قدرتگیری از ترس در جمعیت، ریشه در اعتقاد سیثها در ماهیت ابزاری ترس برای رسیدن به قدرت داشت.
همه مذهبهای سازمان یافته و اعتقاد به ماوراءالطبیعه در امپراتوری غیرقانونی بود. در واقع، وسعت و گستره وسیع امپراتوری به این معنا بود که هزاران دین در سراسر قلمرو وسیع آن وجود داشتند. بخش Seswenna به تنهایی دارای بیش از سیصد مذهب متمایز با معتقدان فعال بود که همگی به طور رسمی توسط مدیر محلی امپراتوری به رسمیت شناخته شده بودند. رئیس ناوگان امپراتوری، خود ادعا میکرد که مردی با ایمان است و معتقد بود که وحدت امپراتوری تنها از طریق گفتوگوی مشارکتی و سازنده در میان شهروندان پیرو سنتهای معنوی گوناگون تقویت میشود. ادیان زیرزمینی پیرامون جدایهای منقرض شده مانند کلیسای نیرو و نگهبانان ویلز علیرغم نزدیکی خطرناکشان به جدایهای قدیم همچنان به حیات خود ادامه دادند.
سیدیوس برای تقویت مشروعیت خود در چشم مردم، از دوئل در دفتر خود استفاده کرد تا رسماً از ایده وقوع “شورش جدای” حمایت کند و اثبات کند فرقه جدای سعی کرده بود یک کودتا به قصد کنترل جمهوری انجام دهد. در سالهای پس از اعلام نظم نوین، همه ضبطهای باقیمانده از جدای حذف شدند و بسیاری در نهایت تعریف امپراتور از وقایع را باور کردند و از آن حمایت کردند. با این حال، افرادی مانند لوک اسکای واکر گزارش امپراتوری از وقایعی که منجر به نابودی آنها شد را زیر سوال بردند. کسانی که جدایها را شخصاً میشناختند نمیتوانستند یک کودتا به رهبری آنها را باور کنند. افرادی که اقدام به توزیع نشریات مستقل میکردند به حبس محکوم میشدند.
اقتصاد

ما نباید فراموش کنیم که پول داریم. پولی که هر طور صلاح بدونیم خرج میکنیم.
— آرسین کراسوس
در سال 19 BBY، ارز جمهوری با ارز امپراتوری جایگزین شد، که به ارز استاندارد در گردش در سراسر امپراتوری بدل گشت. با ظهور نظم نوین، ارز مربوط به زمان جمهوری کهکشانی با حذف تدریجی آن بیارزش شد. امپراتوری کهکشانی یک اقتصاد برنامهریزی شده را اتخاذ کرد که به موجب آن تولید و توزیع کالاها بلافاصله پس از جنگهای کلون متمرکز و هدایت میشد. این سیاست ملی شدن را امپریالیزاسیون نامیدند. با وجود این، تعداد زیادی از شرکتهای شخص ثالث مجاز به ماندن بودند، شرکتهای وفادار بزرگ Kuat Drive Yards و Sienar Fleet Systems اکثر سفینههای زمینی و فضایی امپراتوری را تولید میکردند. شرکتهایی مانند اتحادیه تکنو و فدراسیون تجار که در طول جنگهای کلون با کنفدراسیون سیستمهای جداییطلب همسو بودند، توسط امپراتوری تازه تأسیس جذب شدند و تمام حسابهای فدراسیون توسط سرمایهدار امپراتوری آرسین کراسوس غارت شدند. هر دو شرکت Incom و Corellian Engineering Corporation نیز در دوران امپراتوری ملی شدند.
ارتباطات

گزارش شهروندان یک ابزار کلیدی در حفظ صلح و نظم در سراسر امپراتوری بوده.
— آلتون کاسل، خبرنگار هولونت نیوز
امپراتوری با به دست گرفتن کنترل بسیاری از سیستمهای ارتباطی کهکشانی از جمهوری کهکشانی سابق، هولونت نیوز و برنامههای پخش کهکشانی و سیستمهای ارتباطی با هایپراسپیس آن را ملی کرد. هولوویژن جدید امپراتوری تحت نظارت وزارت اطلاعات بود که همراه با سپاه مطبوعاتی امپراتوری، اطمینان حاصل کرد که گزارشها مطابق با پوشش خبری “قابل قبول” و سیاست دولت است. در حالی که هولونت تنها آژانس خبری مورد تایید دولت بود، رسانههای خبری محلی که از امپراتوری کهکشانی حمایت میکردند اجازه فعالیت داشتند. کسانی که سعی در توزیع نشریات مستقل داشتند به حبس ابد محکوم میشدند. همچنین قانون این بود که امپریال هولونت همیشه در هر مؤسسه به عنوان ابزار پروپاگاندا امپراتوری پخش شود.
همانطور که انتظار میرفت، هولونت یکی از پربینندهترین ایستگاههای خبری در کهکشان باقی ماند که افکار عمومی را تشکیل میداد و در مورد مسائل و رویدادهای طرفدار امپراتوری گزارش میداد. هنگامی که اهداف نظامی بر اطلاعات غیرنظامی غلبه کرد، امپراتوری هولونت محلی را در بخشهای مختلف تعطیل کرد و انتقال آن به ارتش را در اولویت قرار داد که به سیدیوس و نیروهای مسلحش ارتباطات تقریباً آنی در کل کهکشان ارائه کرد.
ابر سلاحها

بهش میگن ستاره مرگ. اسم بهتری نمیشه براش گذاشت.
— گیلن ارسو
در پروژهای کاملاً مخفیانه، امپراتوری ساخت یک ایستگاه جنگی عظیم با قدرت آتش کافی برای نابود کردن یک سیاره را به عهده گرفت که بعدها به سادگی به عنوان ستاره مرگ شناخته شد. این کار که توسط مهندسان جمهوری کهکشانی با پروژه برای حفظ امنیت در سراسر کهکشان در طول جنگهای کلون آغاز شده بود، توسط کلونی جئونوسیسی برای کنت دوکو ساخته میشد که با تدارکات بین سیارهها و مکانهای مختلف جابهجا شد و تحت رهبری اورسون کرنیک، که بر بخش تحقیقات تسلیحات پیشرفته نظامی امپراتوری نظارت داشت؛ ادامه یافت و با تاخیر طولانی مدت تکمیل شد. ستاره مرگ همچنین به عنوان بخشی از دکترین تارکین بود که با ترساندن ساکنان از سرپیچی از فرمان امپراتوری و ایستادگی در برابر آن، نظم را به کهکشان ارائه میدهد.

سرپرست اورسون کرنیک و گرند ماف تارکین تصمیم گرفته بودند که توانایی ستاره مرگ را با شلیک سوپرلیزر آن به سمت شهر مقدس جدا آزمایش کنند. در این آزمایش حداقل 3 درصد از نیروهای امپراتوری جدا نیز نابود شده بودند، زیرا قادر به تخلیه نبودند. امپراتوری متعاقباً یک داستان سرپوشیده برای مجلس سنای امپراتوری ساخت که جدا در یک فاجعه معدنی صرف نابود شده است. برنامه بلندمدت امپراتور این بود که اجازه دهد آنچه او «اسکلت جمهوری» مینامید تا زمانی که ستاره مرگ تکمیل شود، در جای خود باقی بماند. این شامل حفظ سنا برای ایجاد این باور در سیستمها بود که هنوز نقشی در دولت دارند. با این حال، پس از تکمیل ابر سلاح، امپراتور قصد داشت مجلس سنا را منحل کند و اختیارات قانونی و اداری آن را به مجموعه نظامی — صنعتی اعطا کند. در نهایت سوء ظن ایجاد شد که لیا اورگانا از مصونیت دیپلماتیک خود برای کمک به اتحاد شورشی استفاده میکند. در 0 قبل از نبرد یاوین امپراتور از دستگیری لیا استفاده کرد که به عنوان بهانهای برای انحلال سنای امپراتوری کمی قبل از نبرد یاوین شناخته میشد. با انحلال مجلس سنا، آخرین بقایای جمهوری از بین رفته بود و قدرت قانونگذاری بر سیستمها و ناحیههای مختلف مستقیماً به فرمانداران ناحیه منتقل شد. این اقدام حکومت را به صلاحیت نظامی منتقل میکرد و آنها مستقیماً به امپراتور پاسخ میدادند که عملاً امپراتوری را به یک استراتوکراسی تبدیل کرد.
با رشد امپراتوری کهکشانی، سیدیوس به نقشه نهایی خود برای حکومت بر کل کهکشان و کشف اسرار استادان سیث که قبل از او آمده بودند، نزدیک شد. با نابودی تقریبی محفل جدای و بزرگ شدن امپراتوری در اندازه و قدرت، امپراتور در نهایت برنامهریزی کرد تا قدرت بخش تاریک را در اختیار داشته باشد تا خود واقعیت را به چیزی از ساخته خود تغییر دهد و یک امپراتور قادر مطلق به همه ساکنان کهکشان ارائه دهد تا کهکشان در آغوش تاریک او نگه داشته شود.
جنگ داخلی کهکشانی

جنگ داخلی کهکشانی نبردی برای مالکیت نبود، بلکه مبارزهای برای دلها و ذهنهای کهکشان بود.
– جنیور
همانطور که امپراتوری کنترل خود را بر کهکشان بیشتر کرد، جنبشهای مقاومت در تعدادی از سیارهها ظهور کرد. بیشتر این حرکات کاملاً محلی بوده و مصمم به رهایی یک سیاره یا سیستم ستارهای منفرد از سلطه امپراتوری بودند. اما سرانجام، نارضایتی و مخالفت با امپراتوری در شبکه پراکندهای از گروههای شورشی به اوج خود رسید. در حدود 4 قبل از نبرد یاوین، سناتور مان ماثما آشکارا به امپراتوری خیانت کرد و به دنبال متحد کردن گروههای مختلف شورشی در قالب یک سازمان بود. او در ابتدا علناً در مجلس سنا سلطنت امپراتور پالپاتین را پس از قتل عام گورمن محکوم کرد و نامشروع دانست که منجر به اقدام ISB برای دستگیری او شد. با این حال، ماموریت با شکست به پایان رسید و او توانست فرار کند. پس از آن در یک پیام برای شورشیان، در سراسر کهکشان، استعفای خود از سنای امپراتوری را اعلام کرد و از تمام گروههای شورشی خواست تا به جنبش او ملحق شوند:
سناتور مان ماثما هستم. من به خاطر صحبت علیه یک سنای کهکشانی فاسد، خائن شناخته شدم. سنایی که توسط تاکتیک های شوم امپراتور دستکاری شده. برای مدت زیادی تماشا کردم که دست تاریک امپراتوری حقوق ما رو پایمال میکنه. آزادی ما رو به نام تضمین امنیت میگیره. دیگه کافیه! علیرغم تهدیدات امپراتوری، با وجود خود امپراتور، من هیچ ترسی برای اقدام جدید ندارم. چون من تنها نیستم. از امروز ما به عنوان متحدان کنار هم میایستیم. بدین وسیله از سنا استعفا میدم تا برای شما بجنگم، نه از تالار دوردست سیاست، بلکه از خط مقدم. ما تا زمانی که به امپراتوری پایان بدیم، تا زمانی که جمهوری خودمون رو برگردونیم آرام نمیگیریم. آیا با من هستید؟
به لطف سخنرانی مان ماثما، گروههای شورشی محلی قدرت خود را در یک اتحاد تمام عیار ترکیب کردند، زیرا گروههای بیشتر و بیشتری به دانتوئین رسیدند که یک شورش واقعی را رقم زد و جنگ داخلی کهکشانی را آغاز کرد. با این وجود، حتی اگر تأسیس اتحاد شورشی آغاز رسمی جنگ داخلی کهکشانی را نشان میداد، جنگ علنی برای مدتی آغاز نشد، زیرا شورش باید خود را آماده می کرد. اگرچه این درگیری به عنوان جنگی در نظر گرفته میشد که در سراسر کهکشان در حال جریان بود، شورشیان تلاش خود را بر تقویت قدرت خود و انجام حملات کوچکتر علیه نیروهای امپراتوری متمرکز کردند و منتظر ماندند تا برای حمله همه جانبه آماده شوند. با این حال، جنگ خطر جدیدی در کهکشان برای بسیاری از شهروندانی که به دنبال زندگی عادی بودند، ایجاد کرد. علیرغم درگیری، بسیاری از شهروندان هنوز با چالشهای زندگی روزمره روبهرو بودند که میتواند شامل استبداد امپراتوری در سیارههای اشغالی باشد.
با افزایش قدرت اتحاد شورشی، برخی از تاکتیکپردازان امپراتوری مانند ثراون متوجه شدند که امپراتوری با شورش گستردهای در کهکشان مواجه است. در حالی که COMPNOR در ابتدا اطلاعات مربوط به قتلها و سرکوب را خفه میکرد، اخباری در مورد این عملیات از طریق خبرنگاران کنجکاو به بیرون درز کرد. این رویداد توجه بسیاری از کروسانتیها و سایر شهروندان از سیارههای مرکزی را به خود جلب کرد. سرکوبها پس از شایعات شکست امپراتوری بر شورشها و ناآرامیهای خود به خودی در چندین سیاره امپراتوری رخ داد. وسعت این شورش در ردههای بالاتر امپراتوری نیز باعث نگرانی شده بود.
با این حال ویرانیهای ناشی از جنایات امپراتوری و اقدامات از راه دور شورشیان به طور ناگهانی برای هزاران سیاره آشکار شد. پیامهای آزادی و اتحاد در برابر استبداد شروع به انتشار کرد. به این ترتیب، تبلیغات شورشی ابزار اصلی جذب نیرو شد. شورشیان بدون داشتن آکادمی به نام خود، روی متخصصان تبلیغاتی خود حساب میکردند تا پیام خود را در آکادمیها، مدارس و دانشگاههای امپراتوری منتشر کنند. همانطور که شورشیان درگیریهای نظامی خود را علیه ماشین جنگی عظیم امپراتوری تشدید کردند. سیارههای مرزی که توسط امپراتوری استعمار نشده و تحت انقیاد نبودند، مخاطب اصلی پیام شورشیان شدند.

در سال 2 قبل از نبرد یاوین، برای مقابله با تبلیغات امپراتوری، سناتور در تبعید مان ماثما بیانیه شورش را تدوین کرد. این سند محکومیت امپراتور پالپاتین بود و جزئیات آنچه که اتحاد به عنوان جنایات او علیه کهکشان میدانست ارائه میکرد. اتحاد به طور هدفمند این سند را به زبانی مبتنی بر قانون تدوین کرد تا هم به آرمان شورشیان مشروعیت بخشد و هم تاکید کند که امپراتوری یک رژیم غیرقانونی است. در این سند تاکید شد که اتحاد شورشی به دنبال ساخت کهکشانی بهتر بود، نه آنطور که امپراتوری ادعا میکند آن را نابود کند.

متن کامل بیانیه شورشیان:
ما، اعضای اتحاد شورشی، در این روز این اعلامیه را برای اعلیحضرت، امپراتور، و برای همه موجودات اندیشهگر در کهکشان ارسال میکنیم تا یک بار برای همیشه مقاصد و اهداف این شورش را شفاف سازی کنیم.
ما اهمیت و ضرورت نهاد دولت کهکشانی را به طور کامل تایید میکنیم. ما میپذیریم که همه باید مطیع یک دولت باشند، در ازای صلح، رفاه و خوشبختی برای همه، از حقوق و آزادیهای خاصی صرف نظر کنند.
ما بر این باوریم که دولت کهکشانی حقانیت خود برای حکومت را از رضایت مردمش میگیرد. ما معتقدیم که اگر حقوق موجودات آزاد به عمد و بدخواهانه غصب شود، این حق مسلم موجودات مذکور است که دولت مذکور را تغییر داده یا لغو کنند.
ما معتقدیم که امپراتوری کهکشانی به طور عمدی و بدخواهانه حقوق موجودات آزاد کهکشان را غصب کرده است و بنابراین؛ این حق مسلم ماست که آن را از کهکشان حذف کنیم.
ما این مسیر را ساده نمیانگاریم. دولتهایی که از دیرباز تأسیس شدهاند، نباید به دلایل سبک و گذرا تغییر کنند، اما وقتی دولتی سابقه غصب، سوء استفاده و قساوت اخلاقی را به نمایش میگذارد و طرحی واضح برای تحت سلطه درآوردن کامل و مطلق موجوداتی که تحت حمایت طبیعت متولد شدهاند دارد، برکناری آن دولت حق ماست. وظیفه ماست.
تاریخچه امپراتوری کهکشانی کنونی سرشار از آسیبهای مکرر بر اعضای آن است، با هدف مستقیم این که شما، امپراتور پالپاتین، به عنوان فرمانروای مطلق بر کهکشان پایدار شوید:
شما مجلس سنا، صدای مردم را منحل کردید.
شما سیاست گونهگرایی آشکار و نسلکشی را علیه مردمان غیرانسانی کهکشان وضع کردهاید.
شما رهبران منتخب سیارهها را سرنگون کردهاید و مافها و فرمانداران انتخابی خود را جایگزین آنها کردهاید.
شما مالیات را بدون رضایت کسانی که مالیات میدهند افزایش دادهاید.
شما میلیونها نفر را بدون محاکمه اعدام و زندانی کردهاید.
شما به طور غیرقانونی زمین و اموال مردم را تصاحب کردهاید.
شما ارتش را بسیار فراتر از آنچه لازم و عاقلانه است گسترش دادهاید، تنها با هدف سرکوب مردم.
بنابراین، ما، اتحاد شورشیان، به نام و پشتوانه مردمان آزاد و آزاده کهکشان، به طور رسمی مقاصد خود را منتشر و اعلام میکنیم:
برای مبارزه و ایستادگی در برابر شما و نیروهایتان به هر وسیلهای که در اختیارمان است.
برای سرپیچی از پذیرفتن هرگونه قانون امپراتوری بر خلاف حقوق مردمان آزاد.
برای نابودی شما و نابودی امپراتوری کهکشانی؛
برای آزاد کردن همه موجودات کهکشان تا ازل.
برای رسیدن به این اهداف، ما با مال، عزت و جان در تنمان، با کهکشان بیعت میکنیم.
سخنان تکاندهنده سناتور در تبعید مان ماثما که نشاندهنده اعلام رسمی شورش او علیه امپراتوری است، بعدها به یکی از اسناد بنیادی جمهوری جدید تبدیل شد؛ بیانیه شورشیان از طریق هولونت و کانالهای دیگر در تلاش برای خنثی کردن اقدامات امپراتوری برای ترسیم شورشیان به عنوان آنارشیستهای تشنه به خون منتشر شد. این بیانیه بر جنایات امپراتور پالپاتین علیه کهکشان تاکید کرد و حکومت او را خلاف قانون اساسی خواند. شورش یک موتور پوچ گرایانه برای تخریب نبود. بلکه به دنبال آزادی و آبادی بود. به این ترتیب، اعلامیه نام واقعی اتحاد شورشی را روشن کرد: «اتحاد برای بازگرداندن جمهوری». بخشهایی از این بیانیه به زودی همه اقلام روزمره و پلتفرمهای پیامرسانی را زینت داد. در برخی موارد اینها مستقیماً توسط اتحاد ساخته میشدند، اما بیشتر اوقات توسط انقلابیون منتشر میشدند که به دنبال پیام و پرچمی وحدتبخش برای مبارزه بودند.

در 0 BBY، اتحاد اولین پیروزی بزرگ خود را در برابر امپراتوری با ربودن نقشههای ستاره مرگ، در نبرد اسکاریف به دست آورد. این نقشهها توسط پرنسس لیا اورگانا و با کمک همراهانی مانند لوک اسکای واکر، هان سولو و چوباکا به اتحاد شورشی آورده شد. اندکی بعد، امپراتوری به دستور گرند ماف تارکین سیاره آلدران را نابود کرد تا قدرت ستاره مرگ را به نمایش بگذارد. تجزیه و تحلیل نقشهها باعث شد که شورشیان نبرد یاوین را آغاز کنند که در آن اسکای واکر با کمک سولو ستاره مرگ را نابود کرد. مجموعهای از حملات بعدی توسط اتحاد، از جمله حمله به کارخانه اصلی تسلیحات امپراتوری، امپراتوری را از پیشرویهای اتحاد متحیر کرد. در نتیجه، امپراتوری اتحاد را در سراسر کهکشان تحت رهبری دست راست امپراتور، دارث ویدر، فرمانده کل ارتش امپراتوری، شکار کرد. برای چهار سال بعد، کهکشان درگیر جنگ داخلی بین امپراتوری و اتحاد شورشی بود. جنگ در مکانهایی مانند کمربند میانی، سالاست، شهر ابری و هاث صورت گرفت. نیروهای ویدر اتحاد را در سیاره هاث محاصره کردند. که طی نبرد هاث اتحاد را مجبور به عقب نشینی کرد و ناوگان شورشی را متفرق کرد. ناوگان در نهایت در طول عملیات استارلایت دوباره متحد شدند و بقای خود را از طریق حمله روز وحدت آشکار کردند.

در پاسخ، امپراتور دستور ساخت دومین ستاره مرگ را بر فراز قمر جنگلی اندور داد و در یک قمار حساب شده، تلهای برای نابودی اتحاد شورشیان گذاشت. یک سال پس از شکست در هاث، در سال 4 پس از نبرد یاوین، امپراتور به اتحاد اجازه داد تا از وجود ستاره مرگ دوم به عنوان بخشی از نقشه برای فریب اتحاد به منظور نابودی آن مطلع شود. اتحاد، با این باور که آنها در حال انجام یک حمله غافلگیرانه هستند، تمام ناوگان خود را جمع آوری کرده و سعی کردند ستاره مرگ را نابود کنند. یک ناوگان بزرگ امپراتوری در کمین نشسته بود و این دو نیرو در نبرد اندور به هم رسیدند.

بنا به دستور و نقشه امپراتور، به مقامات نظامی امپراتوری دستور داده شد که این تجمع را نادیده بگیرند تا شورشیان تمام نیروی خود را به یک حمله متمرکز کنند. هنگامی که ناوگان اتحاد به طور دسته جمعی وارد شدند، تله امپراتور کار کرد. نیروهای زمینی شورشی دستگیر شده بودند و سپر ستاره مرگ فعال است. ناوگان امپراتوری در موقعیتی قرار گرفت تا شورشیان را به دام بیاندازد. با گیر افتادن ناوگان اتحاد بین قسمت اعظم ناوگان امپراتوری و یک سپر کاملاً عملیاتی ستاره مرگ، پیروزی برای امپراتوری حتمی به نظر می رسید.

در سطح اندور، زمانی که نیروهای امپراتوری به طور غیرمنتظرهای توسط جمعیت بومی ایواک که با شورشیان متحد شده بودند، مورد حمله قرار میگیرند؛ نیروهای زمینی اتحاد فرصت پیدا میکنند تا ژنراتور سپر ستاره مرگ را از بین ببرند. با خاموش شدن سپر، قهرمانان اتحاد توانستند به هسته رآکتور حمله کنند.
در همین حال، در داخل ایستگاه، ضربهای کاملاً متفاوت به امپراتوری وارد میشود. امپراتور سعی کرد لوک اسکای واکر را جایگزین ویدر کند، اما لوک دارث ویدر را متقاعد کرد تا با ارباب خود مبارزه کند و ویدر، امپراتور را به پایین راکتور پرتاب میکند. بلافاصله پس از آن، جنگندههای شورشی با موفقیت به هسته رآکتور ستاره مرگ حمله میکنند. ایستگاه منفجر میشود. آناکین رستگار شده به دلیل جراحاتی که در روند کشتن امپراتور متحمل شده بود، اندکی پس از آن درگذشت. با از دست دادن ظاهری امپراتور و دست راست او، ویدر، در کنار نابودی خود ستاره مرگ و خسارات قابل توجهی که به ناوگان امپراتوری وارد شد، بقایای امپراتوری مجبور به عقب نشینی شدند. امپراتوری شکست قاطعی را متحمل شد.
جمهوری جدید

در آشفتگی امیدوار باشید. هنگامی که مبارزه میکنیم، نور قویتر میدرخشه.
— مان ماثما
پس از نبرد اندور و مرگ سیدیوس، ، اتحاد شورشیان به جمهوری جدید تبدیل شد. جنگ داخلی کهکشانی به مرحله جدیدی رسید زیرا جمهوری جدید در چندین جبهه علیه بقایای سرگردان امپراتوری پیشروی کردند. نیروهای امپراتوری کهکشانی به طور پیوسته شروع به کوچکشدن کرد و سیارههای متعددی را در مقابل جمهوری جدید از دست داد. در ماههای پس از وقایع اندور، جمهوری جدید و نیروهای باقیمانده امپراتوری در جبهههای متعددی از جمله مالاستر، جئونوسیس و آکیوا با هم درگیر شدند. جنگ داخلی نیز در پایتخت کهکشانی کروسانت آغاز شد.
تقریباً دو ماه پس از نبرد در آکیوا، داراییهای قلمرو امپراتوری کهکشانی به سرعت در حال کاهش بود و توسط گرند ادمیرال ری اسلون به عنوان “لحافی تکه تکه” توصیف شد. نظامهای متعددی امپراتوری را ترک کردند یا جنبشهای مقاومت خود را به راه انداختند. برخی استقلال خود را اعلام کردند یا به جمهوری جدید پیوستند. سندیکاهای جنایتکار در این فضای درگیری شکوفا شدند. فرقهها و فرمانداران مختلف علیه امپراتوری شورش کردند. آژانسها، پرسنل و کل سیستمهای سیارهای شروع به دور شدن از هم کردند و هر کدام تاکتیکها و روشهای متفاوتی را برای مبارزه با جمهوری جدید و یکدیگر اتخاذ کردند.
در سال 5 ABY، جمهوری جدید مجلس سنای کهکشانی را در چندریلا تشکیل داد و کنترل هولونت و بخشهای بزرگی از کهکشان از جمله آکیوا و کوات را به دست آورد. یک رشته شکست امپراتوری باعث شد تا گرند ادمیرال ری اسلون پیشنهاد مذاکرات صلح را با صدراعظم مان ماثما ارائه کند. در این زمان، امپراتوری قبلاً سیستمهای متعددی را به خاطر حملات سریع جمهوری جدید از دست داده بود و جناحگرایی شروع به ایجاد ترس از هرگونه تلاش برای بازپسگیری سرزمینهای از دست رفته کرده بود. جمهوری جدید قبلاً به سیارههای مرکزی پیشرفت کرده بود. آخرین بخش از کمربند بیرونی تحت کنترل امپراتوری، یک منطقه کوچک از فضا بود. با توجه به اینکه کارخانههای سفینهسازی Kuat، Xa Fel، Anadeen، و Turco Prime قبلاً از دست رفته یا مورد مناقشه قرار گرفته بودند، رکس برنامهریزی کرد تا از آخرین جای پای امپراتوری در کمربند بیرونی به عنوان طنابی برای گره زدن به گردن جمهوری جدید استفاده کند. در حالی که حمله تروریستی در چندریلا روحیه دیپلماسی را از بین برد، نتوانست جریان جنگ علیه امپراتوری را تغییر دهد. در نتیجه ادمیرال گلیوس رکس قدرت ناوگان را به دست گرفت.

در اواخر جنگ داخلی کهکشانی، ناوگان ادمیرال گلیوس رکس شروع به ملی کردن تمام جنبههای زنجیره تولید امپراتوری در ماههای پس از اندور کرد، اما این تلاش برای نجات امپراتوری در حال مرگ ناتوان بود. ادامه تأمین مالی ارتش امپراتوری به شدت مورد مناقشه بود. نیروهای رزمی امپراتوری کهکشانی با کمبود منابع و کمبود پرسنل مواجه شدند و در نهایت سربازان آموزش ندیده و آزمایش نشده را مجبور به پر کردن خطوط مقدم در تلاش برای جنگ امپریالیستی کردند. تصمیم گرفته شد که با غارت قبیله بانکداری بین کهکشانی و سایر نهادهای پولی کهکشان را در رکود اقتصادی فرو ببرد.

در یک نبرد نهایی بر فراز صحرای جاکو، امپراتوری، به رهبری گلیوس رکس شکست خورد و در مواجهه با ناآرامی های داخلی شدید، وزیر اعظم مس امدا، تسلیم جمهوری شد. در چندریلا، آمدا کنکوردانس کهکشانی با را جمهوری جدید امضا کرد و به طور رسمی به درگیری پایان داد. این کنکوردانس قدرت نظامی امپراتوری را به شدت محدود کرد و عملاً به آن پایان داد. اگرچه جنگ داخلی به پایان رسید، بقایای امپراتوری که توسط جنگ سالاران مختلف کنترل میشد، به حیات خود ادامه دادند و امپراتوری فقط به اسم موجود بود. با این وجود، بسیاری از افسران سابق امپراتوری، اشراف، فنآوران، جنگسالاران و سایر وفاداران برای فرار از چشم کنجکاو جمهوری جدید بهطور محتاطانه به مناطق ناشناخته گریختند. از آنجایی که بخشهایی از مناطق ناشناخته قبلاً توسط سفینههای گشت نظامی که منظومههای ستارهای را بررسی میکردند و مسیرهای هایپراسپیسی که فقط برای تعداد معدودی از آنها شناخته شده بودند؛ کاوش شده بود؛ فرار به مناطق ناشناخته برای آنها آسانتر شد.
سرانجام با پایان حکومت ظالم امپراتوری، جمهوری جدید باری دیگر دوران تازهای را در تاریخ رقم زد. با این وجود نبرد بیپایان خیر و شر در کهکشان همچنان در میان ستارگان ادامه یافت…
ادامه دارد…
_____________________
در تراپی بخوانید:
_____________________
A STAR WARS CHANNEL: STAR WARS THERAPY

Share this:
Like this:
Like Loading…
Source starwarstherapy1.wordpress.com